♥ نگار ♥
خنــــدیدن خــــوب است
قهقــــهه عالـــیست
گریــــستن آدم را آرام میکنــــد
امـــا
لعـــنت بر بغــــض..
♥ نگار ♥
!!!خندیدن خوبه!!!
!!!قهقهه زدن عالیه!!!
!!!گریه آدم رو آروم میکنه!!!
.
.
.
!!!ولی خداییش (فحش دادن) یه چیز دیگس!!!
!!!هر لایک مساوی با یک فحش!!!
♥ نگار ♥
دو دسته آدم هستن که شدیداً می خوان بقیه رو متقاعد کنن که کار خوبی کردن:
.
.
.
.
یکی اونایی که تازه متاهل شدن،
یکی هم اونایی که ماشین چینی خریدن!!!
♥ نگار ♥
اینجوری شده دیگه ،
وقتی به یه آدم زیادی لطف می کنی ،
بعد از مدتی هم خودشو گم میکنه ،
هم تــــورو ...!
♥ نگار ♥
آدمها آنقدر زود عوض می شوند
آنقدر زود که تو فرصت نمیکنی به ساعتت نگاهی بیندازی
و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها،
فاصله افتاده است!
" زویا پیرزاد / چراغ ها را من خاموش می کنم "
♥ نگار ♥
ﻋﺮﺽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ،
.
.
ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﯽ ،
ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺣﻖ ﻣﯿﺪﯼ ﮐﻪ
ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﺸﺖ ﮔﺎﻭ ﻭ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ حرف ﻣﯿزﺩ . . !
♥ نگار ♥
یک شلوار سفید دوست داشتنی داشتم که یک روز ابری پوشیدمش و موقع بازگشت به خانه باران گرفت... گلی شد. و من بی خیال پی اش را نگرفتم به هوای اینکه هر وقت بشویم پاک می شود، ولی نشد... بعدها هر چه شستمش پاک نشد؛ حتی یکبار به خشکشویی دادم که بشویند ولی فایده نداشت! آقایی که توی خشکشویی کار میکرد گفت: "این لباس چِرک مرده شده!" گفت: "بعضی لکه ها دیر که شود، می میرند؛ باید تا زنده اند پاک شوند!" چرک مُرده شد... و حسرت دوباره پوشیدنش را به دلم گذاشت! بعید نیست اگر بگویم دل آدم هم کم ندارد از لباس سفید! حواست که نباشد لکه می شود؛ لکه اش می کنند! وقتی لکه شد اگر پی اش را نگیری، می شود چرک... به قول صاحب خشکشویی "لکه را تا تازه است، تا زنده است، باید شست و پاک کرد...!
.
.
داستان کوتاه: شلوار سفید
احمد شاملو