یافتن پست: #آرامش

بهناز جوجو
بهناز جوجو
دیدگاه  •   •   •  1393/09/24 - 20:42
+4
sami
sami
دیدگاه  •   •   •  1393/08/5 - 13:16
+4
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

تقديم به پسرا


يه پسرايي هستن که...
صدای خنده هاشون تو خیابون نمیپیچه...
شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچیک...
ابروهاشون فابريك خودشه
همونایی که نه لكسوز دارن نه كمِري
اما مـرام دارن
چشمشون همه جا کار نمی کنه
دنبال موی بلوند و چشم آبي نیستن
پسرایی که موزیکـ های خارجي رو بدون معنی کردن حفظ نمیکنن
پُــــز نمیـــــــدن ...
پاتوقشون مهموني و شيشه و انواع مشروبي جات نیست
آره رفیـق...
اونایی که تکیه کلامشون معرفتـــــــه!!!
بی ریا، باخدا، مهربون و با مسئوليتن.....
کنارشـون آرامش داری...
کنـارش باشی یا نباشی حواسش به بقیه دخترا نیست!!!!!
این جور پسرا خيــــــــلي مردن ...
خيلي تـــكن ، خيلي خاصــن ...
خیلی شوخن و جنگولك بازي در میـارن...
ولی احساسشون قويه ...
آه که بکشن خدا دنیا رو واسشون زیر و رو میکــــــــــنه
سلامتیشون...♡♡
وبه سلامتیه هر چی پسره خوبه
نر که زیااااااده اما مرد کمه

دیدگاه  •   •   •  1393/07/17 - 15:57
+3
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی

تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یه دختره..


بهش گفتم ببخشید....


گفت: درد ببخشید، زهر مار ببخشید



آدم نباید ازدست شما پسرا آرامش داشته باشه


منم هیچی نگفتم وقتی بلند شد بره با مغز اومد تو زمین


خدا شاهده میخواستم بگم بند کفشت بازه


دیدگاه  •   •   •  1393/06/27 - 21:35
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسر به دختر گفت : من همه تیله هامو
بهت میدم؛ در عوض تو همه شیرینیهات رو به من بده !

دختر کوچولو قبول کرد اما پسر کوچولو
بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش برداشت و بقیه رو به دختر کوچولو
داد…!

اما دختر کوچولو در کمال صداقت و طبق
قولی که داده بود تمام شیرینیهایش را به پسرک داد…

آن شب دختر کوچولو با آرامش تمام
خوابید و راحت خوابش برد.

ولی پسر کوچولو نمی توانست بخوابد ،
چون به این فکر می کرد که همانطور که خودش بهترین تیله اش را یواشکی پنهان کرده
شاید دختر کوچولو هم مثل او مقداری از شیرینیهایش را قایم کرده و همه شیرینی هایش
را به او نداده …!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/06/26 - 22:07
+5
محمد حسن کاظمی
محمد حسن کاظمی
آرامش یعنی
.
.
.
.
.
سایه پدر و مادرم برای همیشه بالای سرم باشه
.
دیدگاه  •   •   •  1393/06/23 - 20:28
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/15 - 22:32
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/06/10 - 20:23
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
"برای من فرقی نمی كند چند هزار سال قبل ،
در این سرزمین چه اتفاق هایی افتاده است!
وطن برای من...
از مرز بازوان تو شروع ،
و در اعماق آرامش چشمانت ، تمام می شود!!!"
دیدگاه  •   •   •  1393/06/4 - 14:58
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آی دختر خانوم با توام!!!
تو ﺩﺧﺘﺮ ﺷﺪﯼ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭ ﺣﺴﺮﺕ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ!
ﺑﺮﺍﯼ ....
ﺧﻠﻖ ﺑﻮﺳﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺁﺭﺍﻣﺶ
ﺗﻮﺩﺧﺘﺮ ﻧﺸﺪﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﺨﻮﺍﺏ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺨﻮﺍﺏ ﺷﻮﯼ
ﺩﺧﺘﺮ ﺷﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺍﺏ ﮐﺴﯽ ﺭﻭﯾﺎ ﺷﻮﯼ !
ﺗﻮﺩﺧﺘﺮ ﻧﺸﺪﯼ ﮐﻪ ....
ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺁﻏﻮﺷﯽ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ
ﺩﺧﺘﺮ ﺷﺪﯼ ﺗﺎ ...
ﺁﻏﻮﺷﯽ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻋﺸﻘﺖ ﺑﺎﺷﯽ ...!
دیدگاه  •   •   •  1393/05/31 - 13:03
+2
صفحات: 1 2 3 4 5 پست بیشتر

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ