یافتن پست: #آرام

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/25 - 18:13
+10
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 10:28
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/23 - 15:17
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بعضیا رو باید ورداری ببری روانپزشک بگی:
دکتر اینو میبینی؟بی زحمت واسه اطرافیانش قرص آرام بخش
تجویز کن..!
دیدگاه  •   •   •  1393/01/22 - 22:15
+2
mary jun
mary jun
آرام میروم
آچنان آرام ک ندانی کی رفته ام اما وقتی جای خالیه مرا ببینی آنچنان سخت رفته ام
ک تمام عمر زمان رفتنم را فراموش نکنی !
1 دیدگاه  •   •   •  1393/01/21 - 14:05
+5
fereshte
fereshte
یه پسر ایده آل باید ادکلنش تلخ باشه
باید وقتی حسودی میکنی بغلت کنه و بگه من فقط مال توام دیوونه
باید موقع خرید کردن چشش دنبال نگاه تو باشه ک بفهمه از چی خوشت اومده
باید وقتی خودتو لوس میکنی قند تو دلش آب بشه و ببوسدت
وقتی دستاشو میگیری چند لحظه ی بار دستاتو فشار بده ک بفهمی حواسش بت هست
ی پسر ایده آل در جواب دوست دارم نمیگه منم همینطور
میگه من عاشقتم
ی پسر ایده آل باید بغلش بوی آرامش بده نه هوس
وقتی میبیندت اول لپتو می بوسه و سرتو روی سینش میزاره
ی پسر ایده آل با تمام وجود دوست داره...
ی پسر ایده آل باید مرد باشه
بسلامتی پسرایی ک مردن

3 دیدگاه  •   •   •  1393/01/20 - 00:20
+8
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


شب ظلمت زده ام منتظر فانوس است .... خواب آرام ندارم که همه کابوس است .... تو نمیدانی وخود نیز ندارم باور .... عشق بی رحمترین جمله ی این قاموس است

{-7-}


دیدگاه  •   •   •  1393/01/19 - 23:11
+12
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/19 - 17:22
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

فکر کردن به تو ، کار شب و روز من شده ، بس که حالم گرفته است ، چشمانم غرق در اشکهایم شده ….

دیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را شکستی و رفتی ….

همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد…

انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ، انگار دیگر دنیای من بن بست شده ، راهی ندارم برای فرار از غمهایم…

این هم جرم من بود از اینکه برایت مثل دیگران نبودم، کسی بودم که عاشقانه تو را دوست داشت ،دلی داشتم که واقعا هوای تو را داشت ….

دیگرگذشت ، حالا تو نیستی و من جا مانده ام ، تو رفته ای و من بدون تو تنها مانده ام ، تو نیستی و من اینجا سردرگم و بی قرار مانده ام….

فکر دل دادن و دلبستن را از سرم بیرون میکنم ، هر چه عشق و دوست داشتن است را از دلم دور میکنم،اگر از تنهایی بمیرم هم دلم را با هیچکس آشنا نمیکنم….

دیگر بس است ، تا کی باید دلم را بدهم و شکسته پس بگیرم، تا کی باید برای این و آن بمیرم؟

در حسرت یک لحظه آرامشم ، دلم میخواهد برای یک بار هم که شده شبی را بی فکر و خیال بخوابم…

تو هم مثل همه ، هیچ فرقی نداشتی ، هیچ خاطره ی خوبی برایم جا نگذاشتی ،حالا که رفتی ، تنها غم رفتنت را در قلبم گذاشتی….

گرچه از همان روز اول میخواستمت ، گرچه برایم دنیایی بودی و هنوز هم گهگاهی میخواهمت ، اما دیگر مهم نیست بودنت ، چه فرقی میکند بودن یا نبودنت؟

سوز عشق تو هنوز هم چهره ام را پریشان کرده ، دلم اینجا تک و تنها راهش را گم کرده ، این شعر را برای تو نوشتم بی پرده ، هنوز هم دلت نیامده و خیالت ، خیال مرا پریشان کرده …

دیدگاه  •   •   •  1393/01/19 - 16:33
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

“قسمت بود”
.
که تا دل سپردم، دیگر نباشی !
.
.
.
این تنها حرفیست

که نبودنت را توجیه میکند

شاید هم،
.
مرا آرام . . .

دیدگاه  •   •   •  1393/01/19 - 15:36
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ