یافتن پست: #ات

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
در یک کالج ، از دانشجویان خواسته شد تا با حداقل کلمات ممکن داستان کوتاهی بنویسند این داستان باید حول سه موضوع زیر می چرخید:

 1. مذهب 2.. ص ک ص 3. راز


داستان کوتاه زیر در کل کلاس نمره ی A+ مثبت گرفت 


خدای خوبم، من حامله ام؛ یعنی کار کیه؟   {-18-}{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 18:06
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 17:31
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
@asalam

@NEGAR1992
شما دو تا چرا عکستون شبیه هم هست مخصوصا روسریهاتون {-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 15:12
+3
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 14:54
+10
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 14:51
+10
nanaz
nanaz
آدم بمیره ازین سوتی ها نده
بعد از سالها یکی از دوستای قدیمیمو تو خیابون دیدم،
کلی باهم حرف زدیم تا رسیدیم به اینجا که:
گفتم: خب الان مشغولِ چه کاری هستی؟
گفت:یه مغازه زدم ولی راضی نیستم
دوست دارم خشکبار فروشیش کنم، کلی سود داره
اما صاب مغازه راضی نیست، میگه کلاسِ مغازه رو میاری پایین!!
گفتم:تف به ذاتِ خرابش، لابد از این تازه به دوران رسیده هاس.
غمت نباشه، یکی از بچه ها یه جای تووپ داره واست ردیفش میکنم،
هرچی حال کردی بریز توش، صاب مغازه هم زنشو بزاره پشتِ ویترین
کلاسِ مغازه ش بره بالا….
گفت: صاب مغازه بابامه …!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 14:38
+8
roya
roya

ایستادگی کن ، ایستادگی کن ؛ و ایستادگی کن …


و به یاد داشته باش که لشکری از کلاغها


جرات نزدیک شدن به مترسکی که ایستادگی را


فقط به نمایش می گذارد ندارد . . .


دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 14:31
+2
nanaz
nanaz

تمام تلاشم را می کنم که خاطراتت را به یاد نیاورم…
اما مگر می شود این جا باشی و بدانم که هستی در همین اطراف و دلتنگ نشوم؟
روزهایی که می دانم فاصله ی زمینی ات از من دور است آسوده ترم….
نزدیک که می شوی نبودنت انگاری مشت می شود و مرا له می کند….
.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 13:45
+7
nanaz
nanaz
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 13:37
+8
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/07/8 - 13:28
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ