یافتن پست: #ات

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من زن هســـتم و تو مـــــرد
اما نگـــــران نباش ! به کســــی نخــــواهم گفت که در پس مشکلات و درد هاییکه
تو برایم ساختی و تحـــــمل کـردم.............
در پس نامردی و نامهــــــربانی دیدم و دم نزدم......
در پس بی معرفتی هایی که دیدم و معــرفت به خــــرج دادم...
من مـــــردتر بودم!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 17:59
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میرسد روزی که بی هم میشویم ، یک به یک از جمع هم کم می شویم

میرسد روزی که ما در خاطرات ، موجب خندیدن و غم می شویم

گاه گاهی یاد ما کن ای رفیق

میرسد روزی که بی هم میشویم...........
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 17:56
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هیچ جمله ای و شعری قشنگ نیست مگر آنکه نشانی از تو در آن داشته باشد . حال هرکس که می خواهد آن را سروده یا نوشته باشد.

من آن می پسندم که نشانی از خانه ات می پرسد و به رمز می نمایاند؛

" خانه ی دوست کجاست ... "
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 17:55
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
نامه زیبای کودکی که از ریاضی متنفر است: ریاضی عزیز... لطفا زود زود بزرگ شو و مسأله هاتو خودت حل کن و به دیگران تکیه نکن !
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 17:48
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هیچ وقت اسیره به جایی رسیدن نشو

اسیر میشی ... اسیر در تنهایی اسیر در ناکجا آباد زندگی اسیر در آرزوهات اسیر در زندان دنیا

اسیر در...

زندگی برای رسیدن به خداست و خداست همه چیز و همه کس

برده دنیا شدن رو به بنده خدا شدن ترجیح نده

شاید بنده هم اسیر باشه اما اسیر در آزادی اسیر در عشق

اسیر در آرامش




(( آهید ))
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 17:41
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز خونه ی داییم اینا بودم،
تلفنشون زنگ زد.
پسرداییم که 5سالشه جواب داد؛بعدش زن داییمو صدا کرد گفت :
مامان ... بیا گودزیلاس!
گفتم : سروش این چه حرفیه؟ گودزیلا یعنی چی؟
میگه : مامانم گفته عمه هات زنگ زدن بگو : گودزیــلا !
اگه خاله هات بودن بگو : نازیـــلا !
میگم : خب حالا کی بود ؟

میگه : مامانت بود دیـــــگه ...!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 17:21
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من پر از بغضم ولی انگار کسی اشکامو نمیبینه
از دلت هم انتظاری نیست که به کنارم نمیشینه
طاقت روزهای تنهایی وقتی که ایستاده این ساعت
به تموم بی وفایی ها میدونم من میکنم عادت
پابه پای گفتنی های دیوارهای خونه میشینم
وقتی که دلتنگ تو میشم چند تا از ع[!]اتو میبینم
تازه باور می کنم تنهام
چشم تو این قصه رو میگه
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 17:10
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
.واس روز پدرم گوشی گالگسی خریده بودم نصف شبی اومده در اتاقم میگه دخترم این چیه خ[!] ؟؟ میگم بابایی گوشی جدید هستش دیدم گوشیت کار نمیکنه خریدمش بعدش با تعجب میگه په!! کو جورابش ؟!!!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 17:02
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خیالـــــــت هست ، خاطراتت هست


فقط کمی جای تو خالیســــــــت ، نمی آیی؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 16:46
+5
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/24 - 14:21
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ