یافتن پست: #ات

♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

خاطرات هرچه شیرین تر باشند بعدها از تلخی بیشتر گلویت را میسوزانند ...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 15:03
+1
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

وقتی می پرسی چیزی میخوریین
اونی که میگه : من یکی دو لقمه باهات میخورم   جدا موجود ترسناکیه


دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 14:57
+1
saman
saman
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 13:08
+4
saman
saman
در CARLO
یادمه اولین بار که رفتم بانک برای چک پاس کردن سعی کرده بودم که همه جوانب رو در نظر بگیرم.شناسنامه و کارت ملی و گواهینامه و .... برده بودم و همچنین از این و اون سوال کرده بودم که باید چکار کنم.
یادمه اون روز بانک هم خیلی شلوغ بود.نوبت من که شد چکو دادم به یارو که برام نقدش کنه.بعد گفت کارت شناسایی،که منم دادمش.بعد گفت آقا چرا چکتو پشت نویسی نکردی؟؟
منم که منظورشو نمیفهمیدم گفتم یعنی چکار کنم؟
اونم گفت مشخصاتتو پشتش بنویس.منم تو اون شلوغی ازش گرفتم تا بنویسم.البته برگ چک تا شده بود و منم همونطوری ازش گرفتم و نگاهی به اون قسمت تا شدش نکردم .عینا اینطوری نوشتم:
نام: سامان
نام خانوادگی:فخارس
تاریخ تولد:25/03/71
.
.
.
.
بعد با خیال راحت دادم به یارو
یکدفعه برگشت بهم گفت اینا چیه نوشتی؟این طرف چک جای عنوان و نام و نام خانوادگی هست شما باید فقط اینارو پر میکردی
بعد یه یارویی از پشت سرم به مسئول بانک گفت مگه چطوری نوشته؟میشه ببینم؟اون نامرد هم برگ چک رو گرفت بالا...تا ته صف همه خندیدن
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 12:55
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

از باغ می برند تا چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند پر کرده اند صبح تو را ابرهای تار  تنها به این بهانه که بارانی ات کنند یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند   این بار می برند که زندانی ات کنند یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست  از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند! ای گل گمان نکن به شب جشن می روی شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند آب طلب نکرده همیشه مراد نیست  گاهی نشانه ایست که قربانی ات کنند فاضل نظری

دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 12:24
+4
saman
saman

دقت کردین وقتی کسی تو تاکسی کنار آدم روزنامه میگیره دستش ، مطلبش هرچی که باشه خوندنش تا سر حده مرگ جالب میشه ؟


.


 دقت کردین وقتی تو خونه تنهایین ، از شیر حموم گرفته تا یخ ساز یخچال دست به دست هم میدن تا بترسی ؟


.


 دقت کردین همیشه سطح مسابقات از نظر کسی که قهرمان شده بسیار بالا بوده ؟

دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 12:20
+5
مهسا
مهسا
4 دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 12:05
+10
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

کسی که روی تو دیدست حال من داند----  که هر که دل به تو پرداخت صبر نتواند مگر تو روی بپوشی و گر نه ممکن نیست----  که آدمی که تو بیند نظر بپوشاند هر آفریده که چشمش بر آن جمال افتاد----  دلش ببخشد و بر جانت آفرین خواند اگر به دست کند باغبان چنین سروی----  چه جای چشمه که بر چشم هات بنشاند چه روزها به شب آورد جان منتظرم----  به بوی آن که شبی با تو روز گرداند به چند حیله شبی در فراق روز کنم----  وگر نبینمت آن روز هم به شب ماند جفا و سلطمت می رسد ولی مپسند----  کهگر سوار براند پیاده درماند به دست رحمتم از خاک آستان بردار----  که گر بیفکنم ﮐس به هیچ نستاند چه حاجتست به شمشیر قتل عاشق را----  حدیث دوست بگویش که جان برافشاند پیام اهل دلست این خبر که سعدی داد----  نه هر که گوش کند معنی سخن داند

دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 12:04
+5
saman
saman
در CARLO

مردها نامردترین موجوداتند !


تا زمانی عشق می ورزند که بدانند زن اسیر آنها نشده 


و هنگامی که قلب زن را تسخیر کردند با تمام مردانگی ناجوانمردی می کنند .


دکتر علی شریعتی

4 دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 11:59
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست ، هول هولکی و دمدستی. این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند. این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند خاطره نمی شود فقط از سراجبارمی خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی . دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است. پر از رنگ و بو . این دوستی ها جان می دهد برای مهمان بازی برای جوکهای خنده دارتعریف کردن برای فرستادن اس ام اس ها و ایمل های صد تا یک غاز. برای خاطره های دم دستی. اولش هم حس خوبی به تو می دهند. این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ. می نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر می کنی خوشحال ترین آدم روی زمینی. فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده درفنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای . دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است. باید نرم دم بکشد. باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی باید صبر کنی. آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی. باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک. خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته آهسته بنوشی اش و زندگی اش کنی ونتوانی فراموش اش کنی

دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 11:51
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ