یافتن پست: #ات

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

جاودان خدمت کنند آن چشم سحر آمیز را زنگیان سجده برند آن زلف جان آویز را توبه و پرهیز کردم ننگرم زین بیش من زلف جان آویز را یا چشم رنگ آمیز را
گر لب شیرین آن بت بر لب شیرین بدی
جان مانی سجده کردی صورت پرویز را با چنان زلف و چنان چشم دلاویز ای عجب جای کی ماند درین دل توبه و پرهیز را جان ما می را و قالب خاک را و دل ترا وین سر طناز پر وسواس تیغ تیز را شربت وصل تو ماند نوبهار تازه را ضربت هجر تو ماند ذوالفقار تیز را گر شب وصلت نماید مر شب معراج را نیک ماند روز هجرت روز رستاخیز را اهل دعوی را مسلم باد جنات النعیم رطل می‌باید دمادم مست بیگه خیز را آتش عشق سنایی تیز کن ای ساقیا در دهیدش آب انگور نشاط‌انگیز را

دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 10:48
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ای عشق جوانه کن بهار استهر شاخ کهن جوانه دار استشد غرق شکوفه سیب و دل نیزحوای همیشه بیقرار استسر سبزی نیم لحظه منسبزینه هفت سبزه زار استای عشق شکفتنم بیاموزدل غنچه باغ انتظار استبیهوده مگوی کیست معشوقاو چشم و چراغ روزگار استشهر تن و شهر جان ما را بسپار به او که شهریار استتا دیده بر او فتاد کاین کیستدل گفت که یار یار یار استای عشق بدین مجال کوتاهزین بیش مرا چه اعتبار استبرخیز و کمند خود رها کندریاب که آخرین شکار استای عشق بسوز هستیم رابا یک نگهش که شعله وار استخاکستر من به راه او ریزبر گوی که بر منش گذار استبر گو که به دولت قدمهاتاز منت هر چه هست وارست

دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 10:37
+4
saman
saman
در CARLO
دیدن یه سوسک توی اتاق خواب درواقع مساله خاصی نیست
مساله خاص از اونجا شروع می شه که: سوسکه ناپدید می شه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 09:45
+4
saman
saman
در CARLO
موقع فوتبال نگاه کردن 80 دقیقه می نشینی چش تو چش تلویزیون
هیچ اتفاقی نمی افته،
یه دقیقه میری دستشویی،
میای می بینی بازی دو دو تموم شده.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 09:30
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
فــرامــوش ڪــردنـتـــ بــرایـم مـثـل آبـــ خــوردن استــ …

از همــان آبـهـایـے خــفــه ات میــکنـد …

از همان هایے ڪــه بــایــد ساعـت هـا سـرفـه ڪـنـے …

از همــان هـایـے ڪــه بـی اختیــار اشـڪــهایـت را جـاری میـڪــند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 01:33
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 01:26
+4
alifabregas
alifabregas
بالاتر از سیاهی هم “رنگ” هست … مثل رنگ این روزهای من !
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 21:33
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

رد پای خدا


روزی روزگاری بنده ای بود عاشق خدا و هر روز دست در دست خدا در کنار ساحل قدم میزد .


یک روز هنگام قدم زدن بنده به خدا گفت : خدایا می بینی ردپای هر دوی ما روی شنهای ساحل بجای مانده ؟


خدا گفت : آری .


بنده به خدا گفت : من تو را خیلی دوست دارم : اما گاهی اوقات می بینم تو مرا رها میکنی .


خدا گفت چرا چنین فکری میکنی ؟


بنده گفت : وقتی برمیگردم و پشت سرم را نگاه میکنم فقط ردپای خودم را می بینم و تو نیستی .


خدا خندید و گفت : اشتباه میکنی عزیزم آن ردپایی که می بینی ردپای من است و آن موقع موقعی است که تو در میانه زندگی درمانده شده ای و توان به پیش رفتن نداری .


آنگاه من تو را در آغوش میگیرم و به جلو میبرم .


آری آن ردپا : ردپای من است .

دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 20:42
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار


ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار


نکته روح فزا از دهن دوست بگو


نامه خوش خبر از عالم اسرار بیار


تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام


شمه ای از نفحات نفس یار بیار


به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز


بی غباری که پدید آید از اغیار بیار


گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب


بحر آسایش این دیده خونبار بیار


خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست


خبری از بر آن دلبر عیار بیار


شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن


به اسیران قفس مژده گلزار بیار


کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست


عشوه ای از آن لب شیرین شکر بار بیار


روزگاری است که دل چهره مقصود ندید


ساقیا آن قدح آینه کردار بیار


دلق حافظ به چه ارزد به میش رنگین کن


وانگش مست و خراب از سر بازار بیار

دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 20:39
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دنیا از آن کسانی است که با خوش خلقی و ثبات قدم برمیدارند : چارلز دیکنز .

دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 20:24
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ