یافتن پست: #ات

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
زندگی با همه ی وسعت خویش؛

مسلک ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست

اضطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست

زندگی خوردن و خوابیدن نیست؛

زندگی ، جنبش و جاری شدن است

زندگی، کوشش و راهی شدن است؛

از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا میداند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:32
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
تو که داری میبافی

طناب داره منو

میاری صندلی و

دفتر شعره منو

فقط بزار یه امشبو

من بمونم با خودم

بپرسم ازین همه شعر

چرا من عاشقت شدم

تو که داری توی دلت

نفرین واسه فردای من

چرا میبندی با نفرت

دو دست و دو پای من

نگران منو خودت نباش

من میمونم با نفرینات

دیگه نخون دیالوگ و

ثمر نشسته تمرینات
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:19
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
 

خیلی گشتیم

از همین پیشِ پا

تا آن همه پسین‌های دور

که در مِه به شب می‌زدند،

میان راه چیزهای عجیبی دیدیم

خطهای ناخوانا

سنگ‌قبرهای شکسته

سکوت، ماه، علف‌های شعله‌ور

رَدِ پای باد

و بوی بَدِ باران و آهک و اضطراب ...!

راه‌بلدِ خسته‌ی ما می‌گفت

اینجا همیشه پسین‌های ساکتی دارد.

ما سردمان بود

همراهان ما ترسیده بودند

از راسته‌ی گهواره فروشانِ شهر

تا خانه‌ی گورکنانِ آسوده ... راهی نبود.

ما مجبور بودیم تمامِ آن راهِ رفته را

دوباره برگردیم،

اما یک عده بی‌جهت در سایه‌سارِ‌ قندیلها

نه می‌آمدند، نه می‌رفتند

همان جا با بیل و کلنگِ گِل‌آلودشان در دست

بر و بر ... فقط نگاهمان می‌کردند

بوی بَدِ باران و آهک و اضطراب می‌آمد

انگار هر کدام از دیگری و دیگری از دیگری می‌ترسید

یکیشان پرنده‌ی سَربُریده‌ای

لای پیراهن خود پنهان داشت

پشتِ کلوخهای کافور و یخ

رَدِ چیزی شبیهِ خوابِ انار چکیده بود

می‌گفتند گریه‌های کسی را

در نَم و نایِ چاهی دور شنیده‌اند!

حالا این انارِ عفیف

غمگین‌ترین بیوه‌ی اردی‌بهشتِ بی‌رویاست.

راه‌بَلدِ خسته‌ی ما می‌گوید

دقت کنید

صدای کندنِ گور می‌آید

این وقتِ شب انگار

کسی دارد خاطراتش را دَفنِ دریا می‌کند.

ما سردمان بود

خطهای ناخوانا، سکوت

سنگ‌قبرهای شکسته، ماه

علف‌های شعله‌ور، رَدِ پای باد

و بوی بَدِ باران و آهک و اضطراب ...!

ما خیلی گشتیم

بالای همه‌ی مزارهای جهان

فقط کمانچه‌زنی کور نشسته بود

داشت چیزی می‌خواند:

خوابِ انار!

خوابِ انار!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 23:08
+4
مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
آخرین ویرایش توسط administrator در [1392/08/1 - 13:27]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 20:14
+10
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
_______5 _______
سلام به همه دوستای گلم...
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه دوستان و قبولی روزه همه دوستان
روز و شب همتون بخیر پنجمین  و آخرین نظر سنجی مقدماتی ماه هم قراره برگزار شه....
دوستان میتونند به هر دو عزیز لایک بزن...اماترجیحا به یک نفر رای بدین که لایک شما برابر با 1امتیاز به ایشونه همچنین مجاز میباشید که دیس لایک کنید بعد از 3روز(جمعه )فردی که بیشترین لایک رو داشته باشه بعنوان چهره محبوب مشخص میشه که در آخر ماه از بین 6 گزینه محبوب؛ 1 نظر سنجی برگزار خواهد شد....
که برنده این دوئل چهره محبوب ماه میشود
تذکر:اشخاصی که فعالیتی نداشته باشن و کمتر از 20 پست داشته باشن رایشان مورد قبول نمی باشد
حتی المقدورباز نشر فراموش نشه
دومین چهره کسی نیست ججججججججججزززززززززززززززززز
این چهره تشویق

1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 20:13
+17
-2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0

_____5 _______
سلام به همه دوستای گلم...
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه دوستان و قبولی روزه همه دوستان
روز و شب همتون بخیر پنجمین  و آخرین نظر سنجی مقدماتی ماه هم قراره برگزار شه....
دوستان میتونند به هر دو عزیز لایک بزن...اماترجیحا به یک نفر رای بدین که لایک شما برابر با 1امتیاز به ایشونه همچنین مجاز میباشید که دیس لایک کنید بعد از 3روز(جمعه )فردی که بیشترین لایک رو داشته باشه بعنوان چهره محبوب مشخص میشه که در آخر ماه از بین 6 گزینه محبوب؛ 1 نظر سنجی برگزار خواهد شد....
که برنده این دوئل چهره محبوب ماه میشود
تذکر:اشخاصی که فعالیتی نداشته باشن و کمتر از 20 پست داشته باشن رایشان مورد قبول نمی باشد
حتی المقدورباز نشر فراموش نشه
اولین چهره کسی نیست ججججججججججزززززززززززززززززز
این چهره تشویق

دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 20:12
+18
-1
saman
saman
در CARLO
یه آب میوه خریدم ،روش نوشته بود 100% طبیعی !!
حالا تركیباتش :
عصاره آناناس ،
آب ،
شكر،
اسید سیتریك ،
پتاسیم یُدید ،
وانادیم پنتاكسید ،
تری نیتروگلیسیرین ،
آمونیم دی كرومات ،
فسفر هگزا اكسید .
هیچی دیگه تا اینارو دیدم ترسیدم منفجر بشه
سریع انداختمش دور (((((((:
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 17:44
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻫﺎ ﺗﻮ ﻣﺎﺩﺭﺍﻧﻪ , ﻣﻌﺘﺎﺩﻩ , ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺭﻩ , ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻗﺎﭼﺎﻗﯽ ﺑﺮﻩ ﺧﺎﺭﺝ

ﺍﻭﻥ ﻭﺧﺖ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ! ﻣﻦ ﻫﻢ ﺳﻦ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﻧﺒﺎﻝ

ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻓﯿﺜﺎﻏﻮﺭﺱ ﺑﻮﺩﻡ {-15-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 17:40
+7
saman
saman
در CARLO

تو کافی شاپ نشسته بودم که یهو باد شکم اومد سراغم!!


دیدم صدای موسیقی بلنده گفتم باهاش هم ریتم بیرون بدم کسی نفمه.


چند ثانیه بعد دیدم همه دارن منو به هم نشون می دن!


بعد یادم اومد که موسیقی رو دارم با هندزفری گوش می دم!!!


(خاطرات غضنفر)

دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 17:26
+5
alifabregas
alifabregas
دل من همانند اتوبوس های شهر شده ! غصه ها سوار میشوند فشرده به روی هم و من راننده ام که فریاد میزنم : دیگر سوار نشوید !!! جا نیست … .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 17:23
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ