یافتن پست: #ات

saman
saman
در CARLO
میان عابران تنهاتر از من هیچ کس نیست / کسی اینجا به فکر این غریبه در قفس نیست

دلم امشب برای خنده هایت تنگ تنگست / فقط درون آغوش تو مردن زیباست….
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 10:45
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
روزی می رسد که تمام عاشقانه هایم برای تو، در یک کلمه خلاصه میشود: گور بابات {-26-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 22:06
+8
NeDa
NeDa
واقعا که بعضیا دیگه شورشو در آوردن
آخه این چه پیام خصوصی هاییه؟
همه جور درخواست دادن {-13-}
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 18:58
+13
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
فقط کافیــــه به هر دلیلی یه مدت کوتــــاه مشکل مالی واست پیش بیــــــاد،تو همین مدت کوتــــــــــاه خیلی

اتفاقی؛

ماشینت خراب میشه :|

دندون درد میگیری :|

قبض برق و گاز خونــــه میاد :|

همراه اول اس ام اس میزنـــــــه قبض موبایل اومده :|

شارژ ADSl تموم میشه :|

به 2 تا جشن تولد دعوت میشی :|

دوستاتم یهو دلشون واست تنگ میشه میخوان بیان پیشت :|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 18:54
+11
saman
saman
در CARLO
در درون ذهن من هرگز نمیمیرد کسی / مرگ مرا ماتم و غم نمیگیرد کسی …

رفته ام من سال ها از خاطرات این و آن / یک سراغ ساده هم از من نمیگیرد کسی….!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 17:59
+7
saman
saman
دیده ای شیشه های اتومبیل را وقتی ضربه ای

می خورند و می شکنند؟

دیده ای شیشه خرد میشود ولی از هم نمی پاشد؟

این روزها همان شیشه ام

خرد و تکه تکه .....

از هم نمی پاشم ....

ولی شکسته ام ...

باور کن ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 17:44
+5
saman
saman
در CARLO
**جرج آلن: اگر كسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با كلماتي كه ناگفته مي‌مانند، مي‌شكنند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 17:22
+3
saman
saman
در CARLO
آورده اند شیخ به همراه تنی چند از مریدان عازم بلاد کُفر گشته و به هتلی دخول کردند. به محض جلوس در اتاق، همی برق ها برفت و شیخ و مریدانش جملگی اندر کف برق بودندی , تا آنکه م[!] تلفنی در آن حوالی بیافت و با هزار بدبختی داخلی مورد نظر را شماره گیری نموده، لکن نتوانست منظور خود را بر هتل دار تفهیم نماید. مریدان یک به یک گوشی در دست گرفته و هرچه زور زدند تا منظور خویش تفهیم نمایند نشد که نشد !!!

از قضا شیخ رو بر ایشان کرده و فرمودند: Animal ها، تلفن را بر من همی عرضه دارید تا شما را کار یاد دهم.

شیخ چونان که گوشی در دست گرفتند با لهجه ای بسیار شیوا و فصیح عرض کردند:

" Edison Dead In This Hotel " !!!

و چون چشم بر هم زدنی برقها بیامد ... !!!

آورده اند که مریدان دو به دو سرهای خویش را بر یکدیگر کوبیده و خشتکهای خویش جر همی بدادندی و سپس در گروه های سه تایی عازم خیابان های بی روح شهر پاتایا گشتند, بلکه اندکی آرام گیرند.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 16:09
+6
saqar
saqar
موضوع اذاد صلوات بفرس
اون دنیا بابت همین کلی روحت شاد میشه
از ما گفتن بود
خو بفرس دیگه
اصن یه وضی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 15:52
+6
saqar
saqar
وقتی سکوت خدا را در برابر عبادتت دیدی،
نگو خدا با من قهر است.
او به تمام کائنات فرمان سکوت داده،
تا حرف دل تو را بشنود.
پس حرف دلت را بگو....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 15:45
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ