♥ نگار ♥
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!
parisa
بگـــــــذار کمـــــــی ... تمـــــــام زندگـــــــی ات باشـــــــم !!!
parisa
قشنگ حرف میزد
قشنگ دل میبرد
ولی نمیدونست من دیگه اون دختر احساساتی قدیم نیستم
نمیدونست یه قلب ساختم از سنگ
خوش به سعادتت عزیزم
1392/04/7 - 19:58
1392/04/7 - 19:58