reza
ﺩﯾﺮﯾﺴﺖ ﺩﻟﻢ ﺁﻫﻨﮓ ﺳﻔﺮ ﺩﺍﺭﺩ
ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﻏﺮﯾﺐ
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﮑﺪﺭ ﻋﻤﯿﻖ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺸﮑﻨﻢ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺪﺍﯾﯽ ﺭﺍ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻃﻠﻮﻉ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺭﺍ
ﮐﻮﭼﻪ ﺑﺎﻍ ﺫﻫﻨﻢ
ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺑﺎﺩ ﻭﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺳﯿﺐ ﺍﺳﺖ
ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻋﻄﺮ ﺍﻗﺎﻗﯽ
ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﺩﻟﻨﺸﯿﻦ ﮐﻮﺩﮐﯽ
ﻣﻦ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ!!!!
ﭘﺎﯼ ﮐﺪﺍﻡ ﺩﺭﺧﺖ ﺳﯿﺐ ؟!!
ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺭﺍ
ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ
ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ؟!!!!
reza
من ، تو ، ما ، جهان ، همه در تغییرند
عمر در تغییر است
عشق در تاثیر است
همه در عاقبت خویش پر از تغییرند
همه در تاثیرند
خواب در پیله پر از تغییر است
و تو تعبیر همان خواب هستی
خواب پروانه شدن
که پر از تغییر است
تو ز تغییر دلم میترسی
لیک من بی تردید
انتخابت کردم
پیله ات را بگشا
در دلم باکی نیست
چون که پروانه شدن
بهترین تعبیرُ بهترین تغییر است
reza
آمد اما بی صدا خندید و رفت.....
لحظه ای در کلبه ام تابید و رفت....
آمد از خاک زمین اما چه زود......
دامن از خاک زمین برچید و رفت....
دیده از چشمان من پنهان نمود....
از نگاهم راز ها فهمید و رفت......
گفتم اینجا روزنی از عشق نیست....
پیکرش از حرف من لرزید و رفت.....
گفتم از چشمت بیفشان قطره ای...
ناگهان چون چشمه ای جوشید و رفت....
گفتمش من را مبر از خاطرت....
خاطراتش را به من بخشید و رفت......
reza
و من با عشق آشنا شدم
و چه کسی این چنین آشنا شده است؟
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود،
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم،
و هنگامی تشنۀ آتش شدم
که در برابرم دریا بود و دریا بود و دریا....
reza
داشتم ماشین رو دنده عقب میآوردم تو حیات، مادرم اومده فرمون میده…. بیا…. بیا…. بیا…. نیا !! لوله آب شیکست !!