ali rad
آنروزکه سقف خانه هاچوبی بود!
گفتارو عمل درهمه جا خوبی بود!
امروزبنای خانه ها سنگ شده!
دلهاهمه با بنا هماهنگ شده
ali rad
چه فرقی می کند..
در سیرک یا در خانه؟!!
خنده ات که تلخ باشد،
دلت کــه خون باشد،
تو هم دلقکی!!!
sina
مهندس !
گرفتم بعد عمری مدرکی چند
و اینجانب شدم حالا مهندس !
ندانستم که ریزد از چپ و راست
ز پایین و از آن بالا مهندس !
غضنفر گاری اش را هول نمیداد
زنش گفت هول بده یالا مهندس !
تقی هم چونه میزد کنج بازار:
نمی ارزه واسَم والا مهندس !
به مرد قهوه چی میگفت اصغر:
دو تا چاییِ قند پهلو مهندس !
شنیدم کودکی میگفت در دِه
به مردی با چپق، خالو مهندس !
ز جنب دکّه ای بگذشت مردی !
صدا آمد " وَفِرما تو مهندس !"
خلاصه میخورَد خون جماعت
همیشه بدتر از زالو مهندس !
شنیدم با تَشَر میگفت معمار
به آن وردست حمّالش مهندس !
همین مانده که از فردا بگویند
به گوساله و امثالش مهندس !
یِهو یاد سکینه کردم ای داد ...
فدای آن لب و خالش مهندس !
شنیدم که عمل کرده دماغش
خبر داری از احوالش مهندس ؟!
شنیدم بعد تنظیمات بینی
بهش میگن همه خانوم مهندس !
شنیدم بچه زاییده دوباره
بگو هشتا کَمه؟ خانوم مهندس !
سرت رو درد آوردم من مهندس !
سخن از هر دری اومد مهندس !
يكي شيرموز ميخواد با كيك تازه
برو که مشتریت اومد مهندس !
نیوشا
طعم بسياري از شكست هاي زندگي را كساني چشيده اند كه در دو قدمي كاميابي از تلاش خود دست كشيده اند.
من نمي گويم هزار بار شكست خوردم، بلكه مي گويم من كشف كردم كه هزار راه براي شكست خوردن وجود دارد.
من در زندگيم حتي يك روز هم كار نكرده ام. آنچه انجام داده ام، تفريح بوده است.
بزرگترين ناتواني ما، كوتاه آمدن است. امن ترين راه براي كاميابي، تلاش براي يك بار ديگر است.
((توماس اديسون))