یافتن پست: #ات

...::: M.E.H.D.I  :::...
...::: M.E.H.D.I :::...
دیل لسیدن بهتل از هلگز نلسیدن است!
.
.
.
.
.
.
( علی دایی فردا در مصاحبه با مطبوعات)
{-33-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:11
+10
-1
reza
reza
لحظه ی به تو رسیدن یه تولد دوبارس

شهر چشم تو رو داشتن یه غروب پر ستارس

خواستن دستای گرمت مث ماجرا می مونه

برق الماسای چشمت مث کیمیا می مونه

اگه تو قسمت من شی می زنم یه رنگ تازه

اسم من کنار اسمت

اسم من کنار اسمت قصر خوشبختی میسازه

تو رو هر کی داشته میره تا قله خورشید

با تو میشه غصه ها رو به زلال چشمه بخشید
زیر چتر لمس دستات میشه تا خدا رها شد

‎میشه رفت تا آسمونا شاید اون بالا خدا شد

با تو غم رنگی نداره زندگی شهر فرنگه

از تو قلعه ی نگاهت رنگ غصه ام قشنگه

از تو قلعه ی نگاهت رنگ غصه ام قشنگه

سهم هرکسی که باشی خوش به حال روزگارش

پاییز و زمستوناشم میشه هم رنگ بهارش

شعله ی آتیش چشمات یه چراغونی زیباس

لحظه ی به تو رسیدن بهترین لحظه دنیاس

با یه لبخند طلاییت همه ی زمین می لرزه

آرزوی تو رو داشتن به هزار ونیا می ارزه

روی انگشتر شعرم قیمتی ترین نگینی

دوست دارم واسه همیشه روی چشم من بشینی

میشه تو هوای پاکت تا سحر نفس نفس زد

تا تو باشی میشه آسون چهره ی آفتابو پس زد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:07
+3
ramin
ramin
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردند زمستان تمام شد و کلاغ مرد! اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند: آخی خوب شد مرد, راحت شدیم از این غذای تکراری! این است واقعیت تلخ روزگار ما!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 15:05
+7
reza
reza
نمی دانم چرا بعد از عبور از

دقیقا سیصد و هشتاد و نه شب

کماکان لحظه ها بیدار و زنده

کماکان دستها مرداد،در تب



کماکان سجده ها لبریزِ نفرین

کماکان خنده ها زهر هلاهل

تمام حرف ها نقش کف دست

به روی ماسه های خیس ساحل



دوباره چهره ها اندوه،اندوه

دوباره بغض ها فریاد،فریاد

بلندِ آسمان کوتاهِ کوتاه

دوباره خاطرات … ای داد و بیداد



تمام زندگی دور تسلسل :

دوباره،بازهم،یک بار دیگر

دوباره روی گردنهای زخمی

طناب خسته ی یک دار دیگر …
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 14:58
+4
maryam
maryam
تقصیر برگها نیست. آدمها همینند! نفس میدهی له ات میکنند...!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 14:53
+5
mah3a
mah3a
سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه‌های جدایی
خداحافظ ای شعر شب‌های روشن

خداحافظ ای شعر شب‌های روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی‌مانی ای مانده بی من
تو را می‌سپارم به د‌ل‌های خسته

تو را می‌سپارم به مینای مهتاب
تو را می‌سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می‌سپارم به رویای فردا

به شب می‌سپارم تو را تا نسوزد
به دل می‌سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه‌سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 14:41
+6
-1
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
تویی که دم از کوروش میزنی بگو کدوم از حرفاش با دین اسلام منافات داره. ؟!!
من افتخار میکنم به ایرانی بودنم چون امام سجاد(ع) میگه بهترین امت غیر عرب به واسطه اسلام امت ایرانه.
من افتخار میکنم که پیامبرمون میگه دانش اگر در ثریا هم باشد مردانی از سرزمین پارس به ان دست خواهند یافت نه عرب.
من افتخار میکنم که یکتا پرستم چون کوروش هم یکتا پرست بود.
من افتخار میکنم که تو ایران اسلامی به دنیا اومدم که از کتابی پیروی میکنن که تمام علوم درش وجود داره.
من افتخار میکنم که مسلمانم چون اگه این اسلام نبود باید نفت مارو میبردن و هنوز ازمون حق توحش میگرفتن.
من افتخار میکنم که ایرانی و مسلمانم چون پیامبرمون تو کتاب خودش قرآن گفته که ملاک برتری نزاد و پوست و کشور نیست. ملک برتریتون خداپرستی و تقواست. و این حقوق متقابل انسانها رو نسبت به هم نشون میده که سازمان ملل برا هضم این جمله حالا حالا ها باید بدوئه.
من افتخار میکنم که ایرانیم چون همین ایرانیا تو 8 سال با چند ده کشور جنگید و به واسطه اسلام حتی یه وجب از خاکشو نداد.
من افتخار میکنم که ایرانیم چون شهاب 3 ما میتونه هر کشوری رو با خاک یکسان کن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 14:36
+12
ramin
ramin
پشت ویترین زندگی به عروسکی که نمی تونی بخری نگاه نکن چون فقط وسوسه ات میکنه عروسکی که داری و از دست بدی
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 14:06
+7
-1
milad
milad
خدایا عاصی و خسته به درگاه تو رو کردم نماز عشق را آخر به خون دل وضو کردم خدایا گرتو درد عاشقی را میچشیدی توهم زهر جدایی را به تلخی میچشیدی پشیمان میشدی ازاینکه عشق را آف[!] بگو هرگز سفر کردی،سفرباتلخی و خون جگر کردی کسی را بدرقه با چشم تر کردی برای قرص نانی صد خطر کردی؟ نکردی؟ بارالها با کدامین تجربه بر ما نظر کردی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 13:52
+2
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
از سیاهی چرا حذر كردن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب بجای میماند
عطر سكر آور گل یاس است
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 13:37
+10

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ