یافتن پست: #ات

مهسا
مهسا
یه نگاه هایی هست که به آدم جرات میده ...
یه لبخند هایی هست که به آدم قدرت زندگی میده ..
برای همتو از اینا آرزو میکنم!
{-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 22:54
+4
مهسا
مهسا
وحشت از عشق که نه !
ترس ما فاصله هاست
وحشت از غصه که نه !
ترس ما خاتمه هاست
ترس بیهوده نداریم !
صحبت از خاطره هاست
صحبتاز کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست
کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ی ماست
گله از دست کسی نیست !
که مقصر دل دیوانه ماست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 22:50
+4
سحر
سحر
این نارنجک و بمب و آرپیچی که تو دست بچه محلای ماست,
اگه موقع جنگ دست سربازا بود, فکر کنم 2 ساله جنگ تموم بود......
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 22:47
+10
maryam
maryam
بیا در غروب آخرین سه شنبه سال، برای گردگیری افکارمان آتشی بیافروزیم. کینه ها را بسوزانیم، زردی خاطرات بد را به آتش بسپاریم، سرخی عشق را از
آتش بگیریم و آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 21:23
+3
saeed
saeed
تو ویترین زندگی به عروســکی نگاه نکن که مال تو نیست ،
چــــــــــون
اون فقط وســـــــوسه ات میکنه
تا اونی رو که داری از دست بدی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 20:44
+1
مهسا
مهسا
کاش يکي‌ بود که توي کوچه‌ها داد ميزد

خاطره خشکيه... خاطره خشکيه...

اونوقت همه ي خاطراتتو همونايي که ارزش گرفتن

دمپاييِ پاره هم ندارن ميريختم تو کيسه

و ميدادم بهش و ميرفت ردِ کارش !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 20:22
+4
مهسا
مهسا
مبهـوت يك شـِكست ، مغلوب يك اتِفاق

مصلوب يك عــِشق ، مفعول يك تاوان

خـُرده هايـَش را باد دارد ميبـَرد

و او فقـط خاطراتـَش را مُحكم بَغل گـِرفته

بيـا آخرين شاهكارت را بيبين

مـُجسمه اي ساخـته اي به نـام

" مـَــــــــــــــــــــــــــــــــن "
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 20:09
+3
مهسا
مهسا
یک زندانی می گفت قرق بین ما و ادم هایی که بیرون

از زندان زندگی می کنند این است که انها روز ها

ساعات هوا خوری شان بیشتر از ماست و

شب ها ما رویا هایمان بیشتر از انهاست.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 19:40
+4
مهسا
مهسا
می گویند زمان طلاست ....
اما من چشیدم ؛
دروغ می گویند !
زمان آتش است ،
گذرا نیست ....
ثانیه به ثانیه اش
می سوزاند !
وتا به شعله ات نكشد
نمی گذرد ... !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 18:33
+3
Behdad
Behdad
از فشفشه شروع کردم
سیگارت
کبسولی
نارنجک سنگی و اکلیل سرنج
بعد نارجک جنگی
اتیش که محل میببست
مهمونی و ....
امسال دعوت هارو رد کردم رفقا تنها گذاشتم فاز تنهایی گرفتم! همه فاز باید تست کرد!
امسال 2 تا کنده درخت گرفتم بدون سرو صدا ترقه جات سوختنشو تا صبح نگاه کنم عبرت بگیرم!
با صدای تقو توق چوب که همون بالا بلندی های زندگی ماس اخرش خاکستر یا خاک.....
از اتیشم عکس میگیرم میذارم براتون رفقا!
آخرین ویرایش توسط BEHDAD در [1390/12/23 - 17:59]
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 17:58
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ