یافتن پست: #ات

ronak
ronak
کودکی هایم اتاقی ساده بود قصه ای ، دور ِ اجاقی ساده بود شب که می شد نقش ها جان می گرفت روی سقف ما که طاقی ساده بود می شدم پروانه ، خوابم می پرید خواب هایم اتفاقی ساده بود زندگی دستی پر از پوچی نبود بازی ما جفت و طاقی ساده بود قهر می کردم به شوق آشتی عشق هایم اشتیاقی ساده بود ساده بودن عادتی مشکل نبود سختی نان بود و باقی ساده بود.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:03
+3
mina_z
mina_z
بنویس خاطرات آینده را و مقدر كن احتمال دیدارمان را در قیامتی نزدیك طوری كه هیچ یادم نیامده باشد طوری كه هیچ یادت نیامده باشد بنویس نام كوچكم را بزرگ درست كنار نام خودت و در خاطرات آینده مصور كن آفتاب بمانی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:01
+4
ronak
ronak
کـاش دفتـر خاطراتــم چراغ جادو بود تا هر وقت از سـرِ دلتنگــي به رويش دست ميکشيدم تــو از درونش با آرزوي من بيرون مي آمدي!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 20:13
+5
ronak
ronak
گفته بودی که چرا محو تماشای منی آنچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزدم تا که زدستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 20:11
+5
sasan pool
sasan pool
سلام حضرات آیات.خوب هستین؟دیدی نزدیک بود من و گروگان بگیر .نزدیک بود یک دانشمند عمران پر پر بشه.برای من یک ایمیل آمد نوشته بود شما 1 میلیون 850 هزار دلار برنده شدین .برای یک بابای دیگه هم فرستادن البته مال ایران نبود .من و تو گفت طرف فرمشو پر کرد بعد فرستاد طرف جواب داد بیا آفریقای جنوبی پول تو بگیر.طرف هم با خانواده اش رفت.حالا گرو گان گرفتنشون گفتن 10 میلیون دلار بدین.من و اگه می گرفتن.چند میلیون دلار می خواستن؟من هم که دانشمند عمران هستم.کم الکی که نیست.=))=))=)):)):)):))
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:58
+1
ronak
ronak
نامه هایــــم کـ چـراغ قلبتــ را روشن نکـــرد ! امشبـــ تمامشـــان را بســوزان شایـــد، بتوانی تنهایــــ ات را ببینــی !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:57
+4
ronak
ronak
خاطرت هست می گفتم چقدر دوستت دارم می گفتم دلتنگ تو ام به یاد داری روز هایی را که می گفتم دوری ات عذابم می دهد می گفتم همه هستی منی مگفتم نفسم به نفس هایت بسته است نه !!! می دانم که یادت نیست من بار ها وبار ها تک تک این جملات را تکرار کردم برای تو... اما چه سود که اگر صدها هزار بار هم گفته باشم شان.. تنها در خیالم بوده وبس... در مقابلت حرف زدن که سهل است نفس هایم را هم با تردید ادا می کنم... کاش می دانستی!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:52
+3
ronak
ronak
گفتند:معشوقه ات بهت خیانت می کند!...گفتم:می دانم! گفتند:این یعنی دوستت نداره!...گفتم: می دانم! گفتند:روزی می رود وتنها می مانی!...گفتم:می دانم! گفتند:پس چرا ترکش نمی کنی؟... گفتم:این تنهاچیزی است که نمی دانم!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:43
+7
امیرحسین
امیرحسین
امروز حراست دانشگاه بازم بهم گیر داد . . . . ... . . . . . . . از جملات جدید خود داف پندارانه بعضی از دخترا
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:40
+5
ronak
ronak
دلم که می گیره ٬ آروم خودمو را تو آغوش می گیرم ... خـــودم به تنهـــایی ٬ دست نوازشی به ســــرم می کشم ... لبخند می زنم و آهستـــه می گم : " گریه نکن عــــزیـــزم ... من هسـتم ... خودم به تنهــایی ، هـــوایه نداشته هاتو را دارم !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:37
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ