یافتن پست: #ات

gha3m
gha3m
سخت ترين ديدار ، ديدار اونيه كه به جاي همه ي عشقي كه بهش داري يه قلب زخمي برات يادگار بذاره و تو نگاهش كني و حس كني هنوز دوستش داري و بخواي همه ي تنهائي رو كه به اميد برگشت دوباره اش تحمل كردي تو گوشش فرياد كني،اما حتي نتوني به چشماش نگاه كني، كه بفهمه با همه ي بديهاش هنوزم با همه ي قلبت دوستش داري، اما ببيني چشم هاش داد ميزنه !..كه دلش مال يكي ديگه است
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:54
+3
ebrahim
ebrahim
inam texe ahange be khatere man az yas,too didgah
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:46
+4
ebrahim
ebrahim
میگن تو بهشت نیم ساعت که درس خوندی مامانت میاد با یه لیوان چایی و یه کیک شکلاتی میگه عزیزم خسته شدی دیگه بسه برو فیسبوکت رو چک کن...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 00:17
+4
mina_z
mina_z
تركه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدي!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 23:52
+5
gha3m
gha3m
عشق تو وسط قلبمه ، درست همینجا ، همین تو یه بوسه بده واسه مریض میخوام ، آخه بوسه هات داره حکم دارو ! .
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 23:30
+4
shahin ES
shahin ES
در ايران... تو دستشويي فکر ميکنند، تو حمام اواز ميخوانند، سر کلاس ميخوابند، تو رختخواب تلفن حرف ميزنند، ... ... ... ... ... موقع درس خوندن بازي ميکنند، موقع تي وي ديدن فيسبوک چک ميکنند، موقع فيسبوک چک کردن غذا ميخورند، موقع خواب بيدارند، موقع بيداري خوابند، سر کار روزنامه ميخوانند، و اوقات فراغت کار ميکنند
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 22:28
+6
مهسا
مهسا
تو رفتی ... و قطار رفت ... و تمام ایستگاه ها باتو رفت ... ومن ... و من چقدر ساده ام که سال های سال کنار این ایستگاه رفته به انتظار تو ایستاده ام!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:47
+5
مهسا
مهسا
حتی به مرگـــــ هم امیدی نیستـــــ می‌دانــــــم سنــــــگ قبر من از خودم، تنهاتــــــر خواهد بود..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:18
+4
مهسا
مهسا
خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی! نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:15
+4
sara
sara
تبلیغات
دیدگاه  •   •   •  1390/10/30 - 21:04
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ