یافتن پست: #ادم

saman
saman
در CARLO
سربازی راهیِ واسه آدم کردنِ پسرا.
.
.
.
.
.
.
.
اما دخترا از هیچ راهی آدم نمیشن :|

پسرا جییییییغ دست هورااااااا  {-11-}{-27-}

آخه دخترا فرشته ان و فرشته ها آدم نمیشن
.
.
دخترا جیییییییغ دست هووورااااا  {-11-}{-27-}
.
.
.
اما مقام ادم از فرشته بالاتره

پسرا موج مکزیکیییییییییییییییییییی {-11-}{-27-}
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/31 - 14:05]
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/31 - 14:04
+3
saman
saman
در CARLO

داداشم اومد خونه دست کرد تو جیبش دید گوشیش نیست ، کیفشو گشت بازم پیدا نکرد ؛

گفت هزارتا صلوات نذر میکنم گوشیم پیدا بشه …


خلاصه برگشت تو مسیری که اومده بود آخر سر رفته تو مغازه دیده اونجاست …


برگشته خونه ، گفتم صلواتا رو بفرست !

گفت : نه اگه گم شده بود میفرستادم ، اینو جا گذاشته بودم !

دیدگاه  •   •   •  1392/04/31 - 12:09
+6
saman
saman
در CARLO

 خواهرم واسم اس ام اس داده ش م خ د …


 هر کاری کردم نتونستم بخونم ؛ زنگ زدم میگم چی نوشتی ؟


 میگه واقعا متاسفم برات که نتونستی بخونیش ، نوشتم شام مهمونیم خونه داداش !


 فکر کنم باید ۳۷واحد کلاس رمزنگاری و رمزگشایی واسه ادامه زندگی با خانوادم پاس کنم …

دیدگاه  •   •   •  1392/04/31 - 11:37
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
8 دیدگاه  •   •   •  1392/04/31 - 02:14
+9
ساناز
ساناز
حالم بده {-60-}
9 دیدگاه  •   •   •  1392/04/31 - 00:30
+5
ساناز
ساناز
@mohammadmahdi  گوریل بیاتویونی {-18-}
آخرین ویرایش توسط sanaaz در [1392/04/31 - 00:31]
4 دیدگاه  •   •   •  1392/04/31 - 00:22
+2
-3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
گــُفـتـَم دوســتـَت دارَمــ... و تــو گــُفـتے کوچـَکے بـَراے دوســت داشتـَن... رَفتـَم تـا بـُزُرگ شَوَم.. اَما آنقدر بـُزُرگ شُدَم کـﮧ یادم رفت دوســتـَت داشتم...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 19:01
+5
saman
saman
در CARLO
اعتراف می کنم سال دوم دانشگاه بودم یه بار خیلی کلاسم دیر شده بود کرایه رو زودتر دادم به راننده بقیه ی پولی که بهم داد پاره بود
همزمان می خواستم بگم این پوله پاره ست عوضش کنید هم می خواستم بگم سر قیام دشت پیاده میشم گفتم :
آقا ببخشید لطفن سر قیام دشت منو پاره کنید!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 17:57
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 17:48
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
اندیشه آرام‎ ‎

آرام کن اندیشه را ، آنگه توبنگر

درخویشتن ، شوری ورای مرز پرهیز

آنجا توانی بنگری هردم خدارا‎ ‎

بی غفلت اندیشه وبی عقل سرتیز

‎ آنجا گلستانی دگر داری فراهم‎

بی خوف وبیم وغصه وبی رنج وماتم‎ ‎

‏«خود» مادرالام و، نیش ماست درکف

آن ریشه برکن ، بین بهشت خود دمادم‎ ‎

‎ مارا عذابی بیهده افکنده درچنگ

این آتش دیرینه خود تقدیرمانیست‎ ‎

اما توانی ، سررهانی ازهمه رنج

جایی رسی ، جزشوروآرامش تورانیست‎ ‎

‎ اندیشه چون آرام شد ، آرام گردی‎ ‎

آنگه هزاران نکته ناگفته خوانی‎ ‎

ورنه اسیروهم وپنداروقیاسی‎ ‎

روشن نداری ذهن ، تا روشن بمانی‎ ‎

‎ کم تکیه کن ، برعقل لبریزوشلوغت‎ ‎

آنگه توانی ، فکر توآرام باشد‎ ‎

ورنه به مردابت کشاند فکرمغشوش

صدها صنم هرلحظه برما می تراشد‎ ‎

‎ ما میدهیم ازکف ، زمام خویشتن را‎ ‎

چون بنده ی اندیشه ایم ، امی ودانا‎ ‎

تردید کن برتکیه گاه خویش لیکن‎ ‎

تابنگری ، آرام وبی اندیشه خودرا‎
دیدگاه  •   •   •  1392/04/30 - 10:30
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ