یافتن پست: #ادم

مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/28 - 00:49
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
خسته شدم ازبس به ادمایی

که میخوان جای توروتوقلبم

بگیرن گفتم ببخشیدجای
...
دوستمه الان برمیگرده!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/28 - 00:32
+5
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 22:52
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دخترک خندید و پسرک ماتش برد ! که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده باغبان از پی او تند دوید به خیالش می خواست، حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گیرد ! غضب آلود به او غیظی کرد ! این وسط من بودم، سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم من که پیغمبر عشقی معصوم، بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق و لب و دندان ِ تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم و به خاک افتادم چون رسولی ناکام ! هر دو را بغض ربود... دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت: " او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! " پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: " مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! " سالهاست که پوسیده ام آرام آرام ! عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز ! جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم، همه اندیشه کنان غرق در این پندارند: این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت!

دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 22:37
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 20:14
+6
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
من تو مدرسه جز اونایی بودم که وقتی برق می رفت یا میومد، با نعره صلوات میفرستادم تا محض اینکه چند ثانیه ام شده وقت کلاسو بگیرم...!{-11-}
یه همچین آدمیم من!{-15-}
12 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 16:19
+10
saman
saman
در CARLO
سر جلسه امتحان یه خانم بغل دستم نشسته بود منم داشتم بهش توضیح میدادم

که چجوری تقلب کنه! اونم فقط گوش میداد، امتحان که شروع شد پا شد ورقه هارو پخش کرد!

من :|

اون خانمه :|

بخش مراقبهای ویژه :| :| :|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 11:55
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

هیچ کس آن جا نبود! آن جا نبود! خوب دیدم، ماه هم پیدا نبود! گوش دادم، باد هم آن جا نبود! سایه ای یا تکیه گاهی، آن طرف ترها نبود! آب نبود! سراب بود! زندگی مانند من در خواب بود! خواب دیدمصورتم در اینهصورتم در اینهاما چرا زیبا نبود؟پیر گشتم ، پیر گشتمنه! دگر رویا نبودعشق تو زد تیشه ای بر ریشه امآن شبی که هیچ کس آن جا نبود!

دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 11:05
+5
saman
saman
در CARLO
یادتونه بچه که بودیم تا توى یه جمعى میرفتیم حوصله نداشتیم،خجالت میکشیدیم
بابا مامانمون میگفتن:سلام کردى به عمو؟
ما هم مثل خر تو گل میموندیم!
یهو طرف به دروغ میگفت: بعععععله،سلامم کرد پسر گل!!!!

عاشق این ادما بودم،دمشون گرم.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 10:55
+4
saman
saman
در CARLO

تو کافی شاپ نشسته بودم که یهو باد شکم اومد سراغم!!


دیدم صدای موسیقی بلنده گفتم باهاش هم ریتم بیرون بدم کسی نفمه.


چند ثانیه بعد دیدم همه دارن منو به هم نشون می دن!


بعد یادم اومد که موسیقی رو دارم با هندزفری گوش می دم!!!


(خاطرات غضنفر)

دیدگاه  •   •   •  1392/04/26 - 17:26
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ