یافتن پست: #ادم

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هَر مادَری، مَنو تو خیابون میبینه O.o
.
.
.
.
.
.
.
.
تو دِلِش میگه ای کاش این عروس مَن بود ... :|
به همین سوی چراغ قسم :|
بههههله من یه همچین ادمیم
البته توهم هم خوب چیزیه:
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:28
+3
saqar
saqar
در CARLO
خـدايـا يـادتـه ... ؟!
دسـتـشـو گـرفـتـم آوردم پـيـشـت ...
گـفـتـم : مـن فـقـط ايـنـو مـيـخـوام ...
گـفـتـي : ايـن كـمـه ! بـهـتـر از ايـنـو بـرات گـذاشـتـم كـنـار ...
پـامـو كـوبـيـدم زمـيـن و گـفـتـم : همينو مـيـخـوام ...

گـفـتـي : آخـه نـمـيـشـه ! قـول ِ ايـنـو بـه يـكـي ديـگـه دادم . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:53
+4
saman
saman
ابویزید بسطامی را پرسیدند که این پایگاه به دعای مادر یافتی، این معروفی (شهرت) به چه یافتی؟ گفت: آن را هم به دعای مادر، که شبی مادر از من آب خواست. بنگریستم در خانه آب نبود، کوزه برداشتم.به جوی رفتم آب بیاوردم.چون بر سر مادر آمدم، خوابش برده بود. با خود گفتم که اگر بیدارش کنم من بزهکار باشم. بایستادم تا مگر بیدار شود. تا بامداد بیدار شد. سربلند کرد و گفت: چرا ایستاده ای؟ قصه بگفتم.برخاست و نماز کرد و دست بر دعا برداشت و گفت: الهی چنان که این پسر مرا بزرگ و عزیز داشت، اندر میان خلق او را بزرگ و عزیز گردان.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 16:06
+6
saman
saman
در CARLO
عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ... من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ... شر م دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 12:29
+4
saman
saman
در CARLO
مبلغ اسلامی بود . در یکی از مراکز اسلامی لندن. عمرش را گذاشته بود روی این کار ، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد . راننده بقیه پول را که برمی گرداند . 20 سنت اضافه تر می دهد .
می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه . آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی ...
گذشت و به مقصد رسیدیم . موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آوردو گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟
گفت :می خواستم فردا بیایم مرکز شما و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم . وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم . با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم
تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد . من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 11:02
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
دست از سر ما بردار کنار تو نمیمونم
یه روز میگفتی عاشقم اما دیگه نمیتونم
تقصیر هیچکس دیگه نیست قصه ماتموم شده
حیف همه خاطره ها به پای کی حروم شده
دروغ میگفتی که برم از بی کسی دق میکنی
حرفاتو باور ندارم بی خودی هق هق میکنی
یادم می افته لحظه ای که دست تو رو شد برام
قسم میخوردی پیش من که جز تو عشقی نمیخام
دست خودم نیست که دیگه حرفاتو باور ندارم
این چیزا تقصیر تویه تلافیشو در میارم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 10:53
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/04/15 - 00:16]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 00:11
+9
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
@alireza_rad يه ادم69اي چطورميتونه دكتراداشته باشه هوم؟:d
7 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 18:54
+6
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
بعضیام هستن فک می کنن کین ، نه عموو !
من اسم تورو که می شنوم یه هفته بد شانسی میارم
چه برسه بخوام در موردت حرف بزنم !
23 دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 18:47
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زنان سرزمین من محکومند به سکوت
و هرگاه من خواستار برابری میزان آزادی زن ومرد شدم
به من انگ فمنیست و بی غیرتی زدن
اگر اینچنین است با شادمانی فریاد میزنم آری بی غیرتم
من آرمانگرا هستم؛
چرا زن سرزمین من باید از لذت پیچیدن باد در موهایش محروم باشد
هر چقدر که من از سرشت این دنیا بهره میبرم تو هم باید ببری
ما کسانی هستیم که پدرمان بنیانگذار آزادی بشر بود
اما پدرمان نقص کننده ی این آزادی است
و سکوت تو وسکوت ماها به این ظلم قدرت میبخشد
در سرزمین من جایی برای قوانین عربی وجود ندارد
خردمند باشیم نه تقلیدگر
دیدگاه  •   •   •  1392/04/14 - 18:35
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ