یافتن پست: #ادم

ali rad
ali rad
زندگی سراسر فریادم میزند


اما نمیدانم به کجا مرا میخواند...

گاهی غم ؟ گاهی تنهایی ؟


پس شادیش را در کجا پنهان کرده !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 15:26
+3
شاهین
شاهین
منشور محمود

منم محمود!
رئیس جمهور رئیس جمهور ها
رئیس جمهور بزرگ
رئیس جمهور دادگر
رئیس جمهور ایران!
رئیس جمهور غزه!
رئیس جمهور لبنان!
رئیس جمهور سوریه!
رئیس جمهور عراق!
افغانستان! فلسطین! کومور! برنه! توگو! نیکاراگوئا! ونزوئلا! نیجریه! آنگولا! برونئی! اوگاندا! بولیوی! گابون! مالی! هائیتی! اتیوپی! مالدیو! گینه! پرو! شیلی! و همه جاها
رئیس جمهور چهار گوشه جهان
در بارگاه نمایندگان ایران بر تخت شهریاری نشسته ام
خدای بزرگ دل های پاک مردم متعهد ایران را متوجه من کرد زیرا من اورا ارجمند و گرامی داشتم
ارتش بزرگ من به آرامی وارد تهران شد
نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و سرزمین وارد آید
ریشه بیکاری را کندم و به بدبختی های آنان پایان بخشیدم
من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند، مگر آنکه فتنه گر باشد!
وقتی که بنده با رای قاطع و میلیونی مردم خود بر تخت ریاست جمهوری نشستم، دستور دادم تا یارانه ها را به مردم پرداخت کنند، و نظام ظالمانه سوبسید را سرنگون کردم!
سایه ی دیو ارزانی را از سر مردم برداشتم!
فرمان دادم تمام نشریاتی را که بسته اند رفع توقیف کنند تا هرچه که می خواهند بنویسن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 12:32
+4
sahar
sahar
وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود
تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بود
تنگ بلوری دلت درست مثل دل من
کلی لبش پریده بود همش پره ترک بود
وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی
توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود
چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم
که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟
تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید
راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود
دیگه نه از تو خبری بود ،‌ نه از آرزوهات
قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود
یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و
اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود
تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی
عاشقیمون یه بازی شاید ،‌ یه الک دولک بود
نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی
کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود
قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت
کسی که رو زخمای قلب من مثل نمک بود................

نمی بخشمت............................
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 10:33
+7
sasan pool
sasan pool
من این آهنگ شنیدم کلی گریه کردم یاد دورانی از زندگی افتادم خواستین دانلود کنید.این شعرش هست. یکی هست ، تو قلبم که هرشب واسه اون می نویسم و اون خوابه نمی خوام ، بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه یه کاغذ ،یه خودکار دوباره شده همدم این دل دیوونه یه نامه ، که خیسه پر از اشک و کسی بازم اون و نمی خونه یه روز همین جا ، تویه اتاقم یه دفعه گفت داره میره چیزی نگفتم ، آخه نخواستم دلش و غصه بگیره گریه می کردم ، درو که می بست می دونستم که میمیرم اون عزیزم بود ، نمی تونستم جلوی راشو بگیرم می ترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها خدایا کمک کن نمی خوام بدونه دارم جون می کنم اینجا سکوت اتاقو داره می شکنه تیک تاکه ساعته رو دیوار دوباره نمی خوام بشه باوره من که دیگه نمیاد انگار... {-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:05
+3
mah3a
mah3a
طرف میره تو داروخانه و می پرسه شما اسید استیل سالیسیلیك دارید؟
فروشنده میگه:منظورتوت آسپرینه؟
جواب میده :آره خودشه اسمش همش یادم میره!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 15:40
+2
mah3a
mah3a
اگر رای دادن چیزی را عوض می کرد، تا به حال غیر قانونی اش کرده بودند!

(یادم رفته جمله از کیه ولی مال یه آدم معروف بود)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 15:32
+3
sasan pool
sasan pool
در غریبی ناله ها کردم کـسی یادم نکرد

در قـفس جان دادمو صیاد ازادم نکرد

ضربه مـردم چنان از زندگـی سیرم نمود

آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:16
sasan pool
sasan pool
امروز برای خودم نامه نوشتم
امروز از تنهایی با خودم قرار گذاشتم
رفتم سر قرار
هر چه ایستادم
نبودم
هر روز این ساعت
تنها می مانم تا بیایم.‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:50
+1
sasan pool
sasan pool
لبخند بزن !!!
عکاس مدام این جمله را تکرار میکند، اصلا برایش مهم نیست که در وجودت حتی یک بهانه برای شادمانی نداری
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:33
+1
sasan pool
sasan pool
مارها قورباغه ها را میخوردند
قورباغه ها به لك لك ها شكایت كردند
لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردن به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند
عده ای با لك لك ها كنار آمدند و عده ای خواهان بازگشت مارها شدن
مارها باز گشتند و همپای لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند
حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه برای خورده شدن به دنیا می آیند
تنها یك مشكل برای آنها حل نشده باقی مانده است
اینكه نمیدانن توسط دوستانشان خورده میشون یا دشمنانشان‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:25
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ