parnian
تو مهد كودك مربيه به يك دختر پنج ساله ميگه: ساراجون، تو شمردن بلدي؟دختره ميگه: آره! باباييم يادم داده!مربيه ميگه: آفرين به تو دختر خوشگل و باباييت!خوب حالا بگو ببينم، بعد پنج چيه؟سارا جون ميگه: شيش!مربيه ميگه: آفرين عزيزم، حالا بگو بعد هفت چيه؟دختره ميگه: هشت!مربيه ميگه: آاافرين! حالا بگو بعد ده چيه؟دختره ميگه: سرباز، بعدیشم میشه بی بی
ali
بهانه های دنیا ترا از یادم نخواهد برد،من ترا در قلب دارم نه در رویا.........
ali
سال هاست که تو رفته ای
از این دیار...
و من
مجنون وار سر به بیابان گذاشته ام
اما پیدایت نکرده ام
حالا ده سال از آن تاریخ گذشته است
برای خودم کسی شده ام!!
اگر به کسی نگویی
دیری است که رئیس اداره مجنونانم...!
و امروز دستور دادم
چشم هایت را
روی دیوار نقاشی کنند
تا دیگر به فکر فرار نیفتی!!
hamidreza
گفت از حادثه ای لبریزم ، من پر از فریادم ، در درونم غوغاست
گفتم این حال تو را میفهمم ، دستشویی آنجاست !!!
☺SAEED☻
اگر ديدي ادمين بر درختي تكيه كرده بدان حرفاش like نخورده و سكته كرده!!!
حمید
میگم کل پولم رو دادم موس گرفتم،دو روز نگذشته بود خراب شد،میگه یعنی چینی بود؟گفتم ـَـــ نــه پـَـــ اصل فرانسه بود من باش بد رفتاری کردم!
حمید
ایستک خریدم ، در باز کن رو دادم به دوستم ، میگه : با این بازش کنم ؟!!! میگم پَــــ نَ پَــــ !!! روش راست کلیک کن ! اوپن ویت رو بزن ! با اینترنت اکسپلور بازش کن !! !!!