یافتن پست: #ادم

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/02/18 - 21:45
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻳﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺭﻭ ﺩﻳﺪﻡ ﻣﻮﻫﺎﺵ ﺍﺯ ﻣﻮﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺑﻮﻭﺩ . ﻫﻴﭽﻲ ﺩﻳﮕﻪ ﺍﻧﻘﺪﺭ :vﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺷﺪﻡ ﻛﻠﻴﭙﺴﻤﻮ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ ! ﭼﻘﺪﺭﻡ ﻛﻪ ﺑﻬﺶ ﻣﻴﻮﻣﺪ ﻻ ﻣﺼﺐ
دیدگاه  •   •   •  1393/02/18 - 21:36
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺳﻮﺍﻻﺗﯽ ﮐﻪ ﺣﺮﺹ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻩ :
۱ - به ﺗﻠﻔﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ : ﮐﺠﺎﯾﯽ
ﺧﻮﻧﻪ ﺍﯼ؟ ! ﻧﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭﻡ ﺳﯿﻤﻮ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ
ﺑﺮﺩﻡ

۲ - ﺍﺯ ﺣﻤﺎﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﺧﯿﺴﯽ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ :
ﺩﻭﺵ ﮔﺮﻓﺘﯽ؟ ! ﻧﻪ ﺍﻟﻤﭙﯿﮏ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻮ ﺭﺷﺘﻪﺀ ﻭﺍﺗﺮ ﭘﻠﻮ
ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺩﺍﺩﻡ

۳ - ﺗﻮﯼ ﻃﺒﻘﻪ ﻫﻤﮑﻒ ﺟﻠﻮ ﺩﺭ ﺁﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﯼ
ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ : ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿﺮﯼ ﺑﺎﻻ؟ ! ﻧﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﺳﻮﺋﯿﺖ
ﺑﯿﺎﺩﭘﺎﯾﯿﻦ

۴ - ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻡ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ : ﺩﺍﺭﯼ
ﭼﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟ ! ﺧﺐ ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﺸﻘﺎﻣﻮ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ

۵ - ﺭﻭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺑﯽ ﭼﺸﺎﺗﻮ ﺑﺴﺘﯽ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ :
ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﯼ؟ ! ﻧﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﻤﯿﺮﻡ

۶ - ﺍﺯ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ : ﻧﻤﺎﺯ ﺗﻤﻮﻡ
ﺷﺪ؟ ! ﻧﻪ ﻣﺎ ﺗﺎﯾﻢ ﺍﻭﺕ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮐﻨﯿﻢ ...

ﻭﺍﻻﺍﺍﺍﺍﺍ.............

دیدگاه  •   •   •  1393/02/17 - 19:48
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
1 دیدگاه  •   •   •  1393/02/17 - 19:37
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

{ شکلات }

با یه شکلات شروع شد ؛
من یه شکلات گذاشتم تو دستش ؛
اونم یه شکلات گذاشت تو دستم
من بچه بودم ؛ اونم بچه بود ؛ سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد ؛
دید که منو میشناسه .
خندیدم ؛ گفت : دوستیم ؟ گفتم : دوست ؛ دوست ؛ گفت : تا کجا ؟
گفتم : دوستی که تا نداره
گفت : تا مرگ ؛ خندیدم ؛ گفتم : من که گفتم تا نداره ؛
گفت : باشه ؛ تا پس از مرگ ؛
گفتم : نه ؛ نه ؛ نه ؛ نه ؛ تا نداره ؛
گفت : قبول ؛ تا اون جایی که همه دوباره زنده میشن ؛ یعنی زندگی پس از مرگ ؛
بازم با هم دوستیم ؛ تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشه با هم دوستیم ؟
خندیدم ؛ گفتم :تو تا هر جا دلت خواست تا بکش ؛ از سر این دنیا تا سر اون دنیا ؛
اما من اصلا براش تا نمیزارم
نگاهم کرد ؛ نگاهش کردم ؛ باور نمیکرد ؛
میدونستم اون میخواست حتما دوستیمون تا داشته باشه ؛ دوستی بدون تا رو نمیفهمید .. گفت : بیا برای دوستیمون یه نشونه بزاریم ؛
گفتم : باشه تو بزار ؛
گفت : شکلات ؛ هر بار همدیگرو می بینیم یه شکلات مال تو ؛ یکی هم مال من باشه
گفتم : باشه ؛ .... هر بار یه شکلات میزاشتم تو دستش ؛
اونم یه شکلات میزاشت تو دست من
باز همدیگرو نگاه میکردیم یعنی دوستیم ؛ دوست ؛ دوست ...
من تندی شکلاتمو باز میکردم میزاشتم تو دهنمو تند تند میمکیدم
میگفت شکمو ؛ تو دوست شکمو من هستی ؛
و شکلاتشو میزاشت تو یه صندوقچه کوچولو خوشگل ؛
میگفتم : بخورش ؛
میگفت تموم میشه ؛ میخوام تموم نشه برای همیشه بمونه ؛
صندوقچه پر از شکلات شده بود ؛ هیچ کدومشو نمیخورد ؛
ولی من همشو خورده بودم
گفتم ؛ اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن ؟
گفت : مواظبشون هستم ؛ میگفت : میخوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم ...
من شکلاتمو میزاشتم تو دهنم میگفتم : نه ؛ نه ؛ نه ؛ تا نداره دوستی که تا نداره ..
یکسال ، دوسال ؛ سه سال ؛ چهار سال ؛ هفت سال ؛ بیست سال شد
اون بزرگ شد ؛ منم بزرگ شدم ؛ من همه شکلاتامو خوردم ؛ اون همه شکلاتاشو نگهداشته ؛
اون اومده بود تا امشب خداحافظی کنه ؛ میخواد بره ؛ اون دور دورا ؛
میگه : میرم اما زود بر میگردم ؛
من که میدونم میره بر نمی گرده ؛ یادش رفت شکلات به من بده ؛ من که یادم نرفته بود
یه شکلات گذاشتم کف دستش ؛ این برای خوردنه ؛ یه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش
این آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت ؛
یادش رفته بود صندوقی داره برای شکلاتاش ؛ هر دو تا رو خورد ؛ خندیدم ؛ میدونستم دوستی مون تا نداره ؛ اما دوستی اون تا داره مثل همیشه
خوب شد همه شکلاتامو خوردم ؛ اما اون هیچ کدومشو نخورده ؛
حالا با یه صندوق پر شکلات های نخورده چی کار میکنه ؟؟

دیدگاه  •   •   •  1393/02/17 - 18:42
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
انگشتتون رو بکنید تو گوشاتون قشنگ بچرخونید
حالا بذارید تو دهنتون !
شکلات تلخ سوییسی همچین مزه ای داره !
تازه 94/٠٠٠ تومن هم صرفه جویی کردین
6 دیدگاه  •   •   •  1393/02/17 - 18:23
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

به بابام گفتم نیت کن تا برات فال بگیرم؛

خلاصه گرفتم و جواب فال منفی در اومد....

با تاسف گفتم حتما قسمت نیس دیگه بابا ناراحت نباش حالا چی بود نیتت؟

اونم گفت این بود که تو آدم بشی...!!!!

هیچی دیگه آمادم فقط مونده کفشمو پام کنم میرم دنبال پدر واقعیم میگردم...

:(

دیدگاه  •   •   •  1393/02/17 - 17:55
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
امروز با نامزدم بیرون بودم، تا رسیدم خونه دست كردم تو جیبم

دیدم گوشیم نیست!زنگ زدم كسی جواب نداد!

مسیری رو كه پیاده اومده بودم برگشتم، نبود منم جوگیر!!!

گفتم خدایا اگه پیدا بشه یه گوسفند میكشم!!!

خلاصه با حال و روز داغون برگشتم خونه، زنگ زدم به نامزدم گفتم:

عزیزم من گوشیم گم شده، اگه زنگ زدی

یا اس.ام.اس دادی جواب ندادم نگران نشو

گفتنه عزیزم من نگران نشدم چون گوشیتو توی ماشین من جا گذاشتی.

ولی نیوشا جون ومهسا جون و عسل جون تا حالا كلی اس.ام.اس دادن

و یك بند هم دارن زنگ میزنن! فكر كنم اونا خیلی نگرانت شدن.

گوشیتو میندازم تو سطل آشغال كنار در ورودی

همون پارك خراب شده ای كه با توی عوضی توش آشنا شدم.

دیگه هم به من زنگ نزن

باااای ...!
4 دیدگاه  •   •   •  1393/02/17 - 17:51
+3
be to che???!!
be to che???!!
@ghoghnoos
5 دیدگاه  •   •   •  1393/02/17 - 17:11
+4
be to che???!!
be to che???!!
برا بچه دوستم آدامس موزی خریدم بهش دادم
برگشته میگه :من تریدنت میخورم
والا ما بچه بودیم لاستیک میجوییدیم
1 دیدگاه  •   •   •  1393/02/17 - 16:39
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ