تو ماشین فاز غم گرفته بودم,
عین فیلما سرمو تکیه دادم به شیشه و بیرون رو تماشا میکردم ..
نم بارون میزد به شیشه و کلی فضا رومانتیک شده بود ...
انقدر ماشین افتاد تو چاله چوله ی خیابون و سرم تِپ و تِپ خورد به شیشه که یه طرف کلم قُر شد !
دیدم بخوام ادامه بدم امکان داره ضربه مغزی بشم |:
در کل به این نتیجه رسیدم این اداها به من نیومده, همون چرت و پرت بگم و بخندم خطراتش کمتره
خدا رو چه دیدی .شاید دل سپردی .............همه غصه هاتو تواز یاد بردی

1392/10/8 - 20:28 ( لايک توسط 2 کاربر )خدارو چه دیدی شاید غصه رد شد........ دلم راه ورسم این عشقو بلد شد
هنوز بیقرارم به یادنگاهت نشستم تو بارون هنوز چشم به راهت........
خدارو چه دیدی.......
خدارو چه دیدی........
ممنون ازت یاد یه خاطره خوب افتادم
خواهش میکنم..........

1392/10/8 - 20:29