*elnaz* *
آزارم میدهد دیدن آن منظره كه مادری كودكش را سیلی میزند... ولی كودك بازهم دامانش را رها نمیكند! كجاست آن قاضی تا حكم كند كه مادر منبع محبت است یا كودك ...؟!!! (زنده یاد حسین پناهی)
*elnaz* *
گرگها همیشه زوزه نمیكشند ... گاهی هم می گویند : دوستت دارم ... و زودتر از آنكه بفهمی بره ای ... میدرند خاطراتت را ... و تو میمانی با تنی كه بوی گرگ گرفته ... !!!......................
*elnaz* *
ما هرچه را که باید از دست داده باشیم از دست داده ایم..........
*elnaz* *
گاهی می نشینم یک گوشه و آرام آرام در تنهایی خودم اشک می ریزم ... و بعد شروع می کنم به بازی کردن با اشکهایم و فراموش می کنم همه چیز را .. من ٬ اشک ٬ قافیه بازی و ... یک چیز دیگر کم است ! تو.. لعنتی! باز خودت را انداختی توی زندگیم............