یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خدایا.......

دستانم خالی اند ودلم غرق در آرزوها............

یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان.............

یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن................
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 20:37
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی امروز گفت مامان بزرگم داره از آمریکا میاد!!!
به خدا من همیشه فکر میکردم مامان بزرگا فقط از مکه میان :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 20:35
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پرسیدم از سرشک ، که سرچشمه ات کجاست ؟
نالید و گفت : سر ز کجا ز چشمه از کجاست ؟
لبخند لب ندیده ی قلبم که پیش عشق
هر وقت دم زخنده زدم ، گفت : نابجاست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 20:28
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
این خارجیا یه قاشق شکر میریزن تو قهوه بعد نیم دور میچرخونن میذارن کنار یعنی که چی؟
.
.
.
.
.
.
..
.
.
ایرونیا صبحا نیم ساعت فقط هم میزنن، بازم وجدانشون راضی نمیشه !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 20:27
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زنه همسایمون اومد تو کوچه هندونه به شرط چاقو بخره از وانتی ، یارو چاقو زده به هندونه میگه خوبه ؟
زنه میگه خوبه ، از همین یه سالمشو بدین !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 20:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
با خانواده نشستیم داریم تام و جری نگاه می كنیم!
كربه هه ساعت كوك میكنه میخوابه بعد موشه نمیزاره بخوابه تا صبح میشه و ساعت زنگ می زنه.
مامانم میكه: خالی بندی رو ببین ! اخه گریه برا چی ساعت كوك میكنه؟! سركار میخوای بری؟
مامان بزرگم میكه: نه خیر ! بعضی از حیوونام دین و ایمون حالیشونه!
برا نماز صبح كوك كرد!

مامان بزرگم
من o_O
مامانم
تام :|
جری :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 20:21
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو پس چرا نیستی پیشم؟ نگاه خیس تو کو؟ گوش گوش دوتا گوش ، یه دست باز یه آغوش بیا بگیر قلبمو ، یادم تورا فراموش چوب چوب یه گردن ، جایی نری تو بی من! دق می کنم میمیرم ، اگه دور بشی از من دست دست دوتا پا ، یاد تو مونده اینجا یادت میاد که گفتی ، بی تو نمیرم هیچ جا من؟ من؟ یه عاشق، همون مجنون سابق...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 20:18
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نبودنت را دارم باساعت شنی اندازه میگیرم،

تابه الان یک صحرا گذشته است!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 19:50
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نوشته هایی هستند که خواندنشان سنگین است
حالت را عوض می کنند. ضربان قلبت را بالا میبرند
و پُراند از غم ِشیرین ...!

دوست داری مرورشان کنی
و بعد هم یادداشتی پایش بنویسی .

اما بعضی نوشته‌هـا سنگین‌تر‌ند ،
نمیتوانی بیش از یکباربخوانیشان.

خط به خط که پایین میروی ، کلماتش
آوار میشوند بر سرت ...
بر شانه‌هایت سنگینی می کنند ،
بس که درد دارند
بس كه تو را نوشته‌اند ...‬
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 19:44
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
از سرسبزی قبرستان هم میشود فهمید که انسانها بعد از مرگشان مفیدترند...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/27 - 19:42
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ