♥ نگار ♥
ای حسّ و حال نو!
با من قدم بزن
در ذهن کوچکم
این کهنههای تازهنما را
بههم بزن
♥ نگار ♥
من از تو راه برگشتی ندارم تو از من نبض دنیامو گرفتی
تمام جاده ها رودوره کردم تو قبلا رد پاهامو گرفتی
من از تو راه برگشتی ندارم به سمت تو سرازیرم همیشه
تو می دونی اگه از من جداشی منم که سمت تو میرم همیشه
مسیر جاده بازه روبم اما برای دل بریدن از تو دیره
کسی که رفتنو باور نداره اگه مرد سفر باشه نمیره
خودم گفتم یه راه رفتنی هست خودم گفتم ولی باور نکردم
دارم می رم که تو فکرم بمونی دارم میرم دعا کن برنگردم
♥ نگار ♥
در خصوص ارتباط با من:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگه میخوای من رو ببینی عدد 1
اگه میخوای با من دوست شی عدد 2
اگه میخوای منو ادد کنی عدد 3
اگه میخوای با من ازدواج کنی عدد4
اگه عاشق منی عدد5
اگه کاری نداری فقط میخوای کامنت بزاری عدد 6
اگه میخوای شمارتو بدی عدد 7
♥ نگار ♥
سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد
کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد
کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم
که هر شب حرم دستاتو به آغوشم بدهکارم
تو با دلتنگی های من تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری
تظاهر میکنم هستی
تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم
صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر میبینم
یه حسی از تو در من هست
که میدونم تو رو دارم
واسه برگشتنت هرشب درارو باز میزارم . . .
♥ نگار ♥
اونایی که تا اراده میکنن خوابشون میبره ، یکی از ملاک هایِ اولیهیِ خوشبختی رو دارن