گر چه مستیم و خرابیم چو شب های دگر
باز كن ساقی مجلس سر مینای دگر
امشبی را كه در آنیم غنیمت شمریم
شاید ای جان، نرسیدیم به فردای دگر
عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر
بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر
مست مستم، مشكن قدر خود ای پنجه غم
من به میخانه ام امشب تو برو جای دگر
چه به میخانه چه محراب، حرامم باشد
گر به جز عشق توام هست تمنای دگر
تا روم از پی یار دگری می باید
جز دل من دلی و جز تو دلارای دگر
باده پیش آر که رفتند از این مکتب راز
اوستادان و فزودند معمای دگر
گر بهشتی است، رخ توست نگارا! كه در آن
می توان كرد به هر لحظه تماشای دگر
از تو زیبا صنم این قدر جفا زیبا نیست
گیرم این دل نتوان داد به زیبای دگر
می فروشان همه دانند عمادا! كه بود
چون ننالم؟ چرا نگریم زار؟
چون نمویم؟ که مینیابم یار
کارم از دست رفت و دست از کار
دیده بینور ماند و دل بییار
دل فگارم، چرا نگریم خون؟
دردمندم، چرا ننالم زار؟
خاک بر فرق سر چرا نکنم؟
چون نشویم به خون دل رخسار؟
یار غارم ز دست رفت، دریغ!
ماندم، افسوس، پای بر دم مار
آفتابم ز خانه بیرون شد
منم امروز و وحشت شب تار
حال بیچارهای چگونه بود؟
رفته از سر مسیح و او بیمار
خود همه خون گریستی بر من
بودی ار دوستی مرا غمخوار
روشنایی ده رفت، افسوس!
منم امروز و دیدهای خونبار
آن چنانم که دشمنم چو بدید
زار بگریست بر دل من، زار
خاطر عاشقی چگونه بود
هم دل از دست رفته، هم دلدار؟
سوختم ز آتش جدایی او
مرهمم نیست جز غم و تیمار
روز و شب خون گریستی بر من
بودی ار چشم بخت من بیدار
کارم از گریه راست مینشود
چه کنم؟ چیست چارهٔ این کار؟
دلم از من بسی خرابتر است
خاطرم از جگرم کبابتر است
اي كه با سلسله زلف دراز آمدهاي
فرصتت باد كه ديوانه نواز آمدهاي
ساعتي ناز مفرما و بگردان عادت
چون به پرسيدن ارباب نياز آمدهاي
پيش بالاي تو ميرم چه به صلح و چه به جنگ
چون به هر حال برازنده ناز آمدهاي
آب و آتش به هم آميختهاي از لب لعل
چشم بد دور كه بس شعبده باز آمدهاي
آفرين بر دل نرم تو كه از بهر ثواب
كشته غمزه خود را به نماز آمدهاي
زهد من با چه سنجد كه به يغماي دلم
مست و آشفته به خلوتگه راز آمدهاي
گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلوده است
مگر از مذهب اين طايفه باز آمدهاي
چهره را از عشق خوبان ارغوانی کرده ایم
شوخ چشمی بین که در پیری جوانی کرده ایم
کس زبان چشم خوبان را نمیداند چو ما
روزگاری این غزالان را شبانی کرده ایم
نامرادیهای ما "صائب" بعالم روشن است
بر مراد خلق دائم زندگانی کرده ایم
(صائب تبریزی)
درد عشقی کشیدهام که مپرس
زهر هجری چشیدهام که مپرس
گشتهام در جهان و آخر کار
دلبری برگزیدهام که مپرس
آن چنان در هوای خاک درش
میرود آب دیدهام که مپرس
من به گوش خود از دهانش دوش
سخنانی شنیدهام که مپرس
سوی من لب چه میگزی که مگوی
لب لعلی گزیدهام که مپرس
بی تو در کلبه گدایی خویش
رنجهایی کشیدهام که مپرس
همچو حافظ غریب در ره عشق
به مقامی رسیدهام که مپرس!
بازیکن تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز در واکنش به صحبت های علی دایی گفت: من و سرمربی فعلی پرسپولیس برای یک هم بار هم شده مثل مرد با هم تسویه حساب کنیم.
1392/05/21 - 20:16علی کریمی پس از پیروزی یک بر صفر تیمش مقابل سپاهان و اینکه وی نقش حیاتی در این پیروزی داشته، عنوان کرد: نظر لطف شماست من این طور فکر نمی کنم. در بازی قبلی بچه های تراکتورسازی همه تلاش کردند که سه امتیاز را گرفتیم. البته بازی امروز بازی سنگین تری بود اما در این بازی از لحاظ کیفی ضعیف تر از بازی قبل بودم خدا را شکر در یک صحنه برای تیمم مفید شدم و نتیجه خوبی را رقم زدیم. بعد از گل با تلاش بازیکنان همه از نتیجه محافظت کردیم و سه امتیاز را گرفتیم. سپاهان تیم خوبی است که مربی موفقی دارد و مدیریت و مربی خوبش باعث شده این تیم را بالا نگه دارد. سه امتیاز بسیار خوب بود و در آینده اثرش معلوم می شود.
کریمی در مورد اینکه آیا توان نود دقیقه بازی کردن را دارد، گفت: ما هم مثل بقیه تمرین می کنیم، نه بیشتر نه کمتر کار می کنیم مثل سایر بازیکنان تمریناتی که مربی در نظر می گیرد انجام می دهم. خدا را شکر در این دو هفته توانستیم 6 امتیاز را بگیریم و امیدوارم روند بردهایمان ادامه پیدا کند.
وی افزود: من از بازی امروزم راضی نبودم. شرایطم ایده آل نبود و خوشحالم که به پیروزی رسیدیم. دو تیم خوب شهرستانی که در کورس بودند امروز به مصاف یکدیگر رفتند. سپاهان خوب بود اما فوتبال بی رحم است. من برای بازیکنان سپاهان آرزوی موفقیت می کنم.
هافبک تراکتورسازی در مورد اینکه آیا تصمیم داور در مورد پنالتی درست بود اظهار داشت: در کار داوری دخالت نمی کنم، نظر داور بسیار مهم است که او تشخیص پنالتی داد.
کریمی در مورد صحبت های علی دایی علیه خودش و اینکه گفته چرا او در مورد پرسپولیس صحبت می کند، گفت: تصمیم گرفتم در مورد پرسپولیس صحبت نکنم. من خودم را پرسپولیسی نمی دانم، در مقابل افرادی که در این تیم زحمت کشیدند، کسانی که 15 تا 20 سال در این تیم بازی کردند، پرسپولیس واقعی هستند. من که 5 - 6 سال بازی کردم در مقابل آن ها خودم را پرسپولیسی نمی دانم. این صحبت هایی که بیان می شود برای عوام فریبی است. اگر صحبتی کردم شخصی و شخصا در مورد علی دایی بوده و نه اسم پرسپولیس و هواداران این تیم. بهتر است مثل دو مرد باهم تسویه حساب کنیم. رو در رو با یکدیگر حساب و کتاب کنیم و این مسئله را به گردن هواداران نیاندازیم. بهتر است تمرکزمان را روی تیم خود بگذرایم من به عنوان بازیکن به تراکتورسازی و دایی به عنوان مربی به پرسپولیس فکر کند. به احترام هواداران پرسپولیس چیزی نمی گویم. مردم به من لطف داشتند. تمام تمرکزم را الان روی تراکتورسازی گذاشتم و برای پرسپولیس آرزوی موفقیت می کنم.
کریمی در مورد اینکه دایی گفته او ثبات ندارد و یک روز خداحافظی کرده و روز دیگر به فوتبال بازگشته است عنوان کرد: این را می گذارم به عهده برنامه نود که آنها این مسئله را بررسی کنند. آنوقت معلوم می شودکه من بیشتر ثبات داشتم یا ایشان؟ در این زمینه مردم باید قضاوت کنند. من اگر خداحافظی کردم تصمیمم احساسی بود و فردای آن مشورت کردم و تصمیم دیگری گرفتم. فکر نمی کنم این موضوع به کسی ارتباط پیدا کند. به کسی مربوط نیست که او موضع گیری می کند این ها بهانه است اگر حرف داریم چیز درست حسابی بگوییم که مردم لذت ببرند. مگر کریم باقری از تیم ملی خداحافظی نکرد. دایی سرمربی تیم ملی شد مرا دعوت کرد که خداحافظی کردم و به تیم ملی نرفتم، آنها رفتند کریم باقری را آوردند که خداحافظی کرده بود. اگر فردوسی پور عادل باشد این مصاحبه را نشان می دهد و در آرشیو نود موجود است. دایی در مصاحبه اش در نود گفت کریم باقری بازیکن خوبی است اما از لحاظ فنی و تاکتیکی به تاکتیکش نمی خورد. اما وقتی من علی کریمی نیامدم، او کریم باقری را برخلاف حرفش به تیم ملی دعوت کرد. در نود خیلی صحنه ها هست که نشان می دهد چه کسی ثبات ندارد.
کریمی در مورد اینکه آیا اسطوره است اظهارداشت: من یک بازیکن فوتبال هستم اگر مصاحبه ای آوردید که بگویم اسطوره هستم به شما جایزه می دهم. بابت بازی فوتبال پول گرفتم و هیچ منت و ادعایی ندارم یک روز آمدم یک روز هم می روم اگر توانستید یک مصاحبه بگیرید که گفتم اسطوره هستم، هرچه بخواهید می دهم. انشاالله پرسپولیس با حمایت هوادارانش روزهای خوبی داشته باشند و انقدر شجاعت داشته باشیم که مشکلات را به گردن دیگران نیاندازیم.