یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
بعضیا لازمه کنارت نباشن . . !
کنارت که باشن تنهاتری . . !
پس خواهشن نباش . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/21 - 15:34
+3
aHmaD
aHmaD
سلام. من aHmaD هستم، از اعضای جدید ... :)
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/21 - 15:32
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نجار ها هم کورند چون هنوز هم تخت دو نفره میسازند...مگر نمی بینند همه تنهاییم ... حتی آنهایی که دو نفره می خوابند...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/21 - 15:30
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چقدر عبرت در این عروسک‌هاست ،
و ما از عروسک کمتریم .
آن‌ها مرده بودند و زندگی می کردند ،
ما زندگی می‌کنیم و مرده‌ایم...!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/21 - 15:29
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به سلامتی عاشقی ک وقتی ازش پرسیدند: چرا ناراحتی؟ گفت: تا حالا پشت ماشین عروس عشقت بوق زدی ....؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/21 - 15:27
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از تفریحات دهه شصتیا و هفتادیا این بود که
به یکی میگفتن پیشونیتو پاک کن و در همین حین چونشونو میخاروندن،
بعد اون یارو گیج میشد چونشو پاک میکرد !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/21 - 15:24
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻣﺮﺍﺣﻞ ﭘﺬﻳﺮﺍﻳﻲ ﺍﺯ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ :
-1ﺗﻌﺎﺭﻑ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ
-2 ﻗﺴﻢ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﺮﺩﻩ ﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ
-3 ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺑﺪﻳﻦ ﺷﺮﺡ ﮐﻪ ﻣﻴﻮﻩ ﻳﺎ ﻏﺬﺍﻱ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺭﻭ ﻃﻲ ﻳﮏ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺁﮐﺮﻭﺑﺎﺗﻴﮏ ﺑﻪ ﻟﺒﺖ ﻧﺰﺩﻳﮏ ﻣﻴﮑﻨﻦ ﻭ ﻣﻴﮕﻦ ﺩﻳﮕﻪ ﺩﻫﻨﻲ ﺷﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺨﻮﺭﻱ
-4 ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺣﺲ ﺗﺮﺣﻢ ﺩﺭ ﻣﻬﻤﺎﻥ ، ﻣﻴﮕﻦ "ﻳﻨﻲ ﺗﻮ ﻓﮏ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﻣﺎ ﺑﺪﺑﺨﺘﻴﻢ ﮐﻪ ﻫﻴﭽﻲ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﻱ ؟
-5 ﺗﻴﺮ ﺧﻼﺹ : ﺑﺨﻮﺭ ﺣﻴﻔﻪ ، ﺍﮔﻪ ﺑﻤﻮﻧﻪﻣﺠﺒﻮﺭﻳﻢ ﺩﻭﺭ ﺑﻨﺪﺍﺯﻳﻢ :|
دیدگاه  •   •   •  1392/05/21 - 15:19
+1
saman
saman

گر بر سر کوی دوست راهی دارم


در سایة لطف او پناهی دارم


غم نیست - که راه رفت و آمد باز است


طاعت اگرم نیست گناهی دارم

دیدگاه  •   •   •  1392/05/21 - 14:44
+3
saman
saman

من در خیابان راه می روم


و به خدا فکر میکنم 


ولی در مسجد نماز نمی خوانم


که به کفشهایم فکر کنم .


(دکتر علی شریعتی)

دیدگاه  •   •   •  1392/05/21 - 14:41
+4
saman
saman

به چشمانم آموختم جز شاديها چيز ديگري را نبيند


اما غافل از اين بودم که اين چشم ها


به من خيانت خواهد کرد


و در مقابل غمها و تاريکي ها مرا تنها خواهند گذاشت


به خود گفته بودم زندگي را دگرگون خواهم کرد


تمام غمها و سياهي ها را به دست فراموشي خواهم سپرد


و آنها را در بستر زمان دفن خواهم کرد


اما غافل بودم و ندانستم زندگي بازيگريست


که آهنگ او هر لحظه تغيير ميکند


حال من مانده ام و تنهايي و يک دنياي غم و اندوه



(نجیب زاده)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/21 - 14:36
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ