یافتن پست: #از

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

باز کن پنجره ها را ای دوست هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست توی تاریکی شب های بلند سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد

دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:31
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
 جشنواره فیلم مشهدی
۱-علمی=مدنم نمگم
۲-جنایی=ناخن جله ی قیم
۳-ورزشی=توشله بازی
۴-تخیلی=گلشهر معتاد ندره
۵-خانوادگی=کاظم پای دیگ شله
۶-عاطفی=برو یره از زندگیم
۷-جنگی=مو بروسلیم
۸-ترسناک=خنه کلپسه ها
(کوچیک مشهدیام هستم)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:26
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
درکتاب مستدرک الوسایل جلد نودوهشتم باب صدوسیوچهارم چاپ سوم مبحث مدخل الرمضان آمده :
یکی از شاگردان علامه بحرالعلوم درباب آداب رمضانیه حاج میرزا شیخ عبدالوهاب خراسانی خدمت حاج میرزا ابوالجواد آقاعراقی نجفی حضور یافتند , ایشان نبود برگشتند .خخخخخخخخ
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:23
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بچه بودیم ، هرکی بهمون فحش میداد
کف دستمونو نشونش میدادیم
میگفتیم آینه آینه !
حالا اگه جرات داری به بچه های امروزی فحش بده
یه چیزی جوابتو میده که باید معنیشو از بابات بپرسی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:21
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

دور از تو فواره ای بی قرارم ...

پرپر میزنم که از آسمان تهی   به خانه ی اولم برگردم


دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:14
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺑﺎ ﺩﻭﺱ پسرم ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﻮﺩﻡ ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﺷﻨﺎﻫﺎ
ﺩﯾﺪﺗﻤﻮﻥ ...
ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻪ ﺁﺭﻩ ﺁﻗﺎﯼ ﻓﻼﻧﯽ دخترتون، ﻓﻼﻥ
ﺟﺎ ﺑﺎ پسر ﺑﻮﺩ !
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻫﻢ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮔﻔﺖ : ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺑﺎ ﺩﻭﺱ پسرشم
ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺮﻩ
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯﺷﻤﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﮕﯿﺮﻩ !!!
ﯾﻌﻨﯽ ﺭﯾﺪ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺑﺎﺑﺎﻡ
ﻋــــــــــــــــــــﺎﺷﻘﺸﻢ :)) !!
البته بعدا که طرف رفت به حسابم رسیدگی کرد
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 15:08
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی

نیاز داری به یه آغوش بی منت

که تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد

که وقتی تو اوج تنهایی هستی

با چشماش بهت بگه :

هستم تا ته تهش! هستی؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 14:49
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

به طرف میگن با شرمندگی جمله بساز   میگه : ۰۹۳۵


دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 14:45
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
***اصفهان را نیمه خوانند از جهان***
***صد جهان من دیده ام در اصفهان***

***سرزمینی نیک فر و با شکوه***
***مردمانش برتر از شیـر ژیان***

***تا کنار زنده رودش پا نهی***
***زنده خواهی کرد هم روح و روان***

***تخت پولادش زمینی بس نکوست***
***بابی از ابواب ، در خُلد جَنا***

***ای دل ار خواهی روی اندر بهشت***
***تو بیا یک دم نشین در اصفهان***
(به افتخار دوستای اصفهانیم)
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 14:30
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامان بزرگم داشت نماز می خوند گفت: خدایا
گفتم: بلی؟
یه دیقه مکث کرد گفت: آدم انقد بی شعور؟!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/11 - 14:28
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ