یافتن پست: #از

yagmur
yagmur
"حیدر بابا، یار و یولداش دؤندولر♥بیربیر منی چؤلده قویوب چؤندولر"
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 12:46
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من آخرش نفهمیدم علم پیشرفت میکنه یا پسرفت چون بابام میگه دیپلمش به اندازه لیسانس الانه@_@

لایک=منم مشکل تورو دارم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 12:43
+4
roya
roya
در CARLO
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﺩِ ﺗﻠﺦِ ﻧﺎﻧﻮﺷﺘﻪ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺷﻌﺮِ ﻧﺎﺏِ ﻧﺎﺳﺮﻭﺩﻩ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺍﺷﮏِ ﺳﺮﺩِ ﯾﺘﯿﻤﺎﻥ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﻓﺼﻞِ ﺯﺭﺩِ ﻫﺮﺍﺳﺎﻥ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺑﻐﺾِ ﺑﺪِ ﻭﺣﺸﯿﺎﻧﻪ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺗﺐِ ﺗﺮﺍﻧﻪ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺵِ ﺷﺎﻋﺮﺍﻧﻪ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﻪ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﻏﺮﻭﺏِ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰِ ﺑﺎﻭﺭ
ﻗﺴﻢ ﺑﻪ ﻋﺸﻖِ ﭘﺮ ﺍﺯ ﻣﻬﺮِ ﻣﺎﺩﺭ
ﺗﻮ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻣﻨﯽ ﺗﺎ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻧﻬﺎﯾﺖ
ﯾﮕﺎﻧﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺗﺎ ﻃﻠﻮﻉِ ﺻﺒﺢِ ﻗﯿﺎﻣﺖ
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 12:42
+4
saman
saman
پرواز که مي کني به جايي که مي خواهي مي روي ، پرتاب که مي شوي به جايي که مي خواهند تو را مي برند ، پس پرواز کن تا به جايي که مي خواهي بروي .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 12:36
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عجب رسمیه...رسم زمونه...قصه ی برگو...باد خزونه
میرن آدما...از اونا فقط...خاطره هاشون به جا میمونه{-59-}{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 12:35
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مجنون که می شوی ، لیلی شدن را کم می آورم ...آوای دلت را با کدامین ساز عاشقی می شود نواخت ؟بند بند وجودم تار می شود ، دلم به لرزه می افتد ! ل
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 12:30
+1
saman
saman
در CARLO
اون وقتـها که بــچـه بودیـم خــوب یـادتـه بـازیـهایی که با هم میکردیـم خوب یـادتـه
آن روزهامن بودم وتو،یه دوستی بچگونه شب و روز را به هم گذر کردیم خوب یادته
آره،عـزیزم روزهـام می گـذشت به یـادت تا که دوستیهامون رسید به عشق،یادتـه
ولی افسوس نبـود جـرات ابـراز عـشقـم نمی دونم شاید گریه و خنده هایم رایادته
کردم هـرآن کاری که برمـی آمد ز دستم به گمانم به نشانه ابرازعطش عشقم،یادته
گذشـت آن روزهـای خـوب یا بد شایـدم من که تابه ابد به یادمه،تو هم احتمالا یادته
نشـسته بـودم کـنـج خـانه،ویران وحیران مـادرم کـشیـد دسـتی برسـرم،گـفـت یادتـه
گفتمش مادرچه رابایدبه یادداشته باشم گـفـت:.............،دخـتـر هـمـسایه را یـادتـه
نبودی در آن لحظه، بنگری حال و روزم را ولـی احـتمالا قلـب و دل نـازکم را خوب یادته
آره، مادرم گـفت تـو رفـتی در پی زندگی من ماندم و یک عمر احساس مردگی،یادتـه
نمی دونم چگونه عمرم را بعدتو بسر کنم بگـو بـر من راه حـلی،ای بی وفـا،اگر دریـادته
نمیدونم شعرم منظورم را میرسونه یانه.ولی امیدوارم درکم کنید.شعر ساده و خودمونیه ولی از
ته قلبم دراومده.
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/11 - 12:20]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 12:20
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بهترین معلم من کسی بود که با ارزشترین مطلب عمرم را به من اموخت: دو خط موازی روی تخته کشید و گفت این دو هیچگاه به هم نخواهند رسید، مگر اینکه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 12:19
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
"این را فهمیده ام که بیشتر ماهیها موقع پیری شکایت می کنند که زندگیشان را بی خودی تلف کرده اند.دائم نفرین و ناله می کنند و از همه چیز شکایت دارند!
من میخواهم بدانم که راستی راستی "زندگی"یعنی اینکه تو یک تکه جا هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ؟یا اینکه طور دیگری هم توی دنیا می شود زندگی کرد؟"

*ماهی سیاه کوچولو/صمد بهرنگی*
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 12:15
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در SMS
کاش مخابراتیه روز صبح بهت اس ام اس میداد:
مشترک گرامی شما قبلا در طول روز
فلان شماره رو دویست بار میگرفتی
اس ام اس که حرفش رو نزن
حتی بعضی اوقات اس ام اس هاتون اینقدر خوشگل بود
که برا خودمون سیوش میکردیم
حتی یه شب زمستون بود فکر کنم
اینقدر حرفای خشگل خشگل میزدین
ما هم هی گوش میدادیم
که پای تلفن خوابمون برد
حالا مشترک گرامیچی شده که این روزا دیگه خبری ازت نیست؟
چیزی شده؟چرا اون شمارهه رو دیگه نمیگیری؟
یه اس ام اس خالی هم حتی نمیدی
تو هم اس ام اس بدی بگی:بیخیال رفیق
این روزا هم میگذره.....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/11 - 12:05
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ