یافتن پست: #از

محمد
محمد
اومده از خواب بيدارم کرده ميگه خوابي ؟ پـــــ نه پــــ دوستم چشم گذاشته منم رفتم زير پتو قايم شدم نصف شبي
آخرین ویرایش توسط Ghoghnus در [1391/01/17 - 14:47]
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 14:46
+7
shadmehr
shadmehr
دست به دامن خدا که می شوم
چیزی آهسته درون من
به صدا می آید که...
نترس!!...
از باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 14:37
+3
shadmehr
shadmehr
اگرچه عرض هنر پيش يار بي ادبيست
زبان خموش وليكن دهان پر از عربيست
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 14:25
+3
vahid
vahid
سلام. من وحید هستم، از اعضای جدید ... :)
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 14:21
reza
reza
مترسك گفت:اي گندم شاهد باش مرا براي ترساندن آفريدند اما من عاشق پرنده اي بودم كه از گرسنگي مرد....
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 14:08
+2
iraj
iraj
سلام. من iraj هستم، از اعضای جدید ... :)
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 09:10
+1
ALI SHABAN
ALI SHABAN
کریشنامورتی: زمانی که انسان به دنبال شخصی راه بیفتد، از دنبال کردن حقیقت دست برداشته است.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 02:34
+15
مهسا
مهسا
@ramins دووســـــــــــــــــت عزیــــــــــــز تولـــــــــدت مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــ

{-45-}{-45-}{-45-}{-45-}{-21-}{-21-}{-21-}{-21-}{-55-}{-55-}{-55-}{-55-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-7-}{-7-}{-7-}{-7-}{-35-}
5 دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 01:53
+13
reza
reza
بی تو من از نسل بارانم ، چون ابر بهارانم گریانم
بی تو من با چشم گریان ، سیل غم برد آشیانم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

توآن باران تند بیقراری که راهی غیر باریدن نداری

نمی ماند نشانی از بدی ها اگر بر تک تک دلها بباری

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مثل باران چشمهایت دیدنی است ٬ شهر خاموش نگاهت دیدنی است

زندگانی معنی لبخند توست ٬ خنده هایت بی نهایت دیدنی است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در روز بارانی ، چتر نشانه فداکاری است ……
پس چتری باش برای آنکه دوستش داری ، در روزهای بارانی اش
دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 01:50
+6
d.m
d.m
گاهی که دلم
به اندازهء تمام غروبها می گیرد
چشمهایم را فراموش می کنم
اما دریغ که گریهء ، دستانم نیز مرا به تو نمی رساند
من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس
مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست
و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد
و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند
با این همه ، نازنین ، این تمام واقعه نیست
از دل هر کوه کوره راهی می گذرد
و هر اقیانوس به ساحلی می رسد
و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد
از چهل فصل دست کم یکی که بهار است


مـــ-ن هنــوز تو را دارم
آخرین ویرایش توسط asemanabi در [1391/01/17 - 01:52]
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/17 - 01:50
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ