یافتن پست: #از

مهسا
مهسا
نه من آنم که ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی

در اگر باز نگردد ، نروم باز به جايی
پشت ديوار نشينم ، چو گدا بر سر راهی

کس به غير از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در ، که جز اين خانه مرا نيست پناهی
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 17:05
+5
ronak
ronak
روزی خاطره میشوم برایت
بی آنکه بدانی زمانی بوده ام ،
همیشه زود فراموش میشوم !!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 17:04
+4
maryam
maryam
دلم گرفته ازآدمایی که میگن دوستت دارم اما معنی شو نمیدونن ازآدمایی که میخوان مال اونا باشی اما خودشون مال تونیستن،از اوناییکه زیر بارون برات میمیرن وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 17:02
+3
مهسا
مهسا
یه آدمایی هستن که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میدن...
هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن خوبم..
وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا میگرده,
راهشون رو کج میکنن از یه طرف دیگه میرن که اون نپره...
...
همینایی که تو سرما اگه یخ ام بزنن, دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون...
اونایی که تو تلفن یهویی ساکت میشن
اینایی که همیشه میخندن
اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی خوردن میدن
همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن
اینا فرشته هستن.....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 17:01
+3
ronak
ronak
تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی
دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی

چرا چشم دلم کوره عصای رفتنم سسته
کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 17:00
+3
Alireza
Alireza
هیچ چیز مانند سبیل نمی‌تواند دختران را از گزند نامحرمان در امان بدارد، حتی حجاب !!! {-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:59
+4
maryam
maryam
به سلامتی عاشقی که ضربه خورد ولی ضربه نزد... به سلامتی دلی که شکست اما نشکوند... به سلامتی پسری که دید عشقش با کس دیگست فقط ایستاد و در عین خشم گریست... به سلامتی شماره هایی که میدونیم خاموشنُ هی میگیریم... به سلامتی خدا که هر وقت تنها میشیم و میریم سمتش با آغوش باز قبولمون میکنه...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:58
+3
مهسا
مهسا
@SaeedMoradi آیا تا کنون رفیقی داشته ای
که به اندازه ی تنهایی قابل رفاقت باشد ؟
شاید سکوت تنها رفیق قابل اعتماد باشد
پس در پستوی زندگیت ، سکوت اختیار کن
{-35-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:54
+3
ronak
ronak
کاش می شد چشمها به پیشواز نگاه مهربانی برود
چشمه چشمانم خشکیده
دیدگان پرطراوتم پژمرده شده
کاش از انتظار رهایی یابم ......
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:54
+2
maryam
maryam
من اینجام جایی که وقت رفتنت ایستاده بودی و مرا نگاه میکردی آمده ام اینجا تا ببینم از اینجا چه گونه بودم که اشکهایم را ندیدی..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 16:51
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ