☺SAEED☻
تنهایی هایت را از تو گرفتم
در خنده هایم شریکت کردم
نگفته بودی بازرگان عشقی
من از کجا می دانستم
سود من تنهایی ست.....!
گرگ
گفت دانایی: که گرگی خیره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!
لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روز و شب، مابین این انسان و گرگ
زور و بازو چارۀ این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
وی بسا زورآفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته میشود انسان پاک
و آن که از گرگش خورد هر دم شکست
گرچه انسان می نماید، گرگ هست!
و آن که با گرگش مدارا می کند،
خلق و خوی گرگ پیدا می کند.
در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی همچو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را میدرند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند
این که انسان هست این سان دردمند
گرگ ها فرمانروایی می کنند؛
و آن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟
(فریدون [!])
sasan pool
باور کن که نیازی نیست به یاد کسی که نیست ...... اولش ترسناک ، بعد دردناک ، و بعد آزاد و رها و شاد ........... فراموش می کنم!
☺SAEED☻
گـاهــــــــی بــه خـــــــــــــاطـرش
مــــــــــانـدن را تـحـمـــــــل کــــن
رفتن از دست "همـــه" برمی آید ...
mah3a
گاهی نیــــاز است دکتـــر به جای یک مشت قرص برایت "فریـــاد" تجویــــز کند..\\\\\\\\\\\\\
☺SAEED☻
سعی کن انقدر کامل باشی که
بزرگترین تنبیه تو برای دیگران ،
گرفتن خودت از آنها باشد
mah3a
خیلی جالبه:
وقتی یه دختری یه پسری رو دوست داره هیچ کسی از این موضوع خبر نداره به جز خود دختره
ولی وقتی یه پسری عاشق یه دختری میشه همه ازین موضوع خبر دارن به جز خود دختره