سحر
این نارنجک و بمب و آرپیچی که تو دست بچه محلای ماست,
اگه موقع جنگ دست سربازا بود, فکر کنم 2 ساله جنگ تموم بود......
ali rad
بس که دیوار دلم کوتاه است هر که از کوچه تنهایی من می گذرد
به هوای هوسی هم که شده سرکی میکشدو میگذر
sasan pool
هوا...
بی هوا پر می زند قلبم به سوی خانه ای
می رسد آخر کنار خانه ی ویرانه ای
می نشیند آن قَدَر بر روی دیوارش که باز
پر کشد از بام آن با سنگ صاحب خانه ای...
sasan pool
آخرین حرف آخر...
"بی تو هیچ..."
طاقت بی کسی و تاب سفر را دارم
زهله ی شیر و دل درد و خطر را دارم
ولی انگار بدون تو پر از درد و غمم
مگر اینکه دو سه تا عکس تو را بردارم...
saeed
حق به شب بو بدهیم...
و نخندیم دیگر به ترک های دل هر گلدان...!!
و به انگشت نخی خواهیم بست، تا فراموش نگردد فردا..!
زندگی شیرین است! زندگی باید کرد...
و بدانم که شبی، خواهم رفت..!!!!!!!!
......و شبی هست که نباشد پس از آن، فردایی
maryam
بیا در غروب آخرین سه شنبه سال، برای گردگیری افکارمان آتشی بیافروزیم. کینه ها را بسوزانیم، زردی خاطرات بد را به آتش بسپاریم، سرخی عشق را از
آتش بگیریم و آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم.