یافتن پست: #از

Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
دوباره سیب بچین حوا
من خسته ام
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند…
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:47
+5
mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ
ﮐﻪ ﻣﻄﺎﻟﺒﺸﻮﻥ ﻻﯾﮏ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻩ
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ
ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﻣﺤﻞ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻩ
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﯽ ﯾﻪ
... ... ... ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻥ
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﻟﯽ
ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻣﺠﺎﺯﯾﺸﻮﻥ ﮐﺮﺩ
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ پسرهاﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﻋﮑﺴﺸﻮﻥ
ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ ﻧﻮﯾﺴﻪ ﺳﻮ ﻧﺎﯾﺲ ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:46
+4
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
دوباره سیب بچین حوا
من خسته ام
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:44
+5
Nasrin Sarnevesht
Nasrin Sarnevesht
دوباره سیب بچین حوا
من خسته ام
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:41
+20
mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده...
میگه : آره میگم : بریزمش دور ؟
میگه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره !!!!!!!!!!!!!!!
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:38
+5
Nasrin Sarnevesht
Nasrin Sarnevesht
ازدواج هم چیز جالبیه! مثل ارتش می مونه!
با وجودی که همه ناراضی هستند، ولی باز هم داوطلب داره !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:32
+14
ebrahim
ebrahim
دختر پسري با سرعت120کيلومتر سوار بر موتور سيکلت ...
دختر : آروم تر من ميترسم
پسر : نه داره خوش ميگذره
دختر : اصلا هم خوش نميگذره تو رو خدا خواهش ميکنم خيلي وحشتناکه
پسر : پس بگو دوستم داري
دختر : باشه باشه دوست دارم حالا خواهش ميکنم آروم تر
پسر : حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد)
پسر : ميتوني کلاه ايمني منو برداري بذاري سرت؟ اذيتم ميکنه
و.....
-------------------------------------------
روزنامه هاي روز بعد : موتور سيکلتي با سرعت 120 کيلومتر بر ساعت به ساختماني اثابت کرد .. موتور سيکلت دو نفر سرنشين داشت اما تنها يکي نجات يافت ..!

حقيقت ماجرا اين بود که پسر وقتي سوار موتور سيکلت بود متوجه شد ترمز بريده اما نخواست دختر بفهمه ، در عوض خواست يکبار ديگه از دختر بشنوه که دوستش داره ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:26
+6
ebrahim
ebrahim
دافيـــم عکس بابام رو تو گوشیم دیده میگه: واااااای ابی ، چقد بابات گوگولیه ، من عاشقش شدم !!
یعنی شرم و حیا رو قورت داده یه آبم روش :|‌ !
به بابام جریانُ گفتم ..
حالا شبی گیر داده میگه : پسر بابا بیا یه چَنتا عکس خوشگل ازم بگیر :| !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:16
+5
Nasrin Sarnevesht
Nasrin Sarnevesht
سلام. من Nasrin Sarnevesht هستم، از اعضای جدید ... :)
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:15
+7
ebrahim
ebrahim
" اینجا چه گهی میخوری تـو "
.
.
.
.
.
.
واکنش شاد دو ایرانی به هنگام دیدنِ هم در یک جای غریب :| !
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:13
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ