یافتن پست: #از

ebrahim
ebrahim
همه چيز از يه بطري بازي شروع شد ؛
كمي بعد از نيمه شب ،
روي يك ميز شش نفره همه مست و خراب ...!!
بطري چرخيد ، چرخيد و چرخيد ...
... همه چشمها به چرخشش بود !
... ... حركتش كم شد
كم تر و كم تر ...!!
تا بالاخره ايستاد !
سرش به طرف من بود به هر حال من بايد اطاعت مي كردم
با چشم مسير سر تا انتهاي بطري رو طي كردم !
آخرش رسيد به اون ...
نگاهم كرد و خنديد !
بلند بلند مي خنديد !
دليل خنده هاش رو نمي فهميدم تا اينكه ساكت شد و خيره به من !
به لباش چشم دوخته بودم منتظر اينكه بگه رو دستات راه برو يا صورتت رو با سس بشور ...
يا يه چيزي مثل همينا ...!!
كه يهو كوبيد روي ميز و ابرو هاشو تو هم كرد ...!!
گفت : حكم ؛
... عاشقم شو ...!!
و من بايد عمل مي كردم اين قانون بازي بود ...!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 20:09
+7
ebrahim
ebrahim
بابام حسرت زمان باباش را میخورد،
منم حسرت زمان بابام،
اما اگه پسر من بخواد حسرت زمان منو بخوره،
همچین با پشت دست میزنم تو دهنش، که نفهمه از کجا خورده...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:45
+8
احمد
احمد
سلام. من احمد هستم، از اعضای جدید ... :)
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:36
+1
☺SAEED☻
☺SAEED☻
باران باش، که در باریدنش علف هرز و گل سرخ از برایش به یک معناست.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:33
+6
sasan pool
sasan pool
دود سیگارم را بیشتر از تو دوست دارم...کم رنگ هست...اما دو رنگ نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:31
+3
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس کردم.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:27
+4
sasan pool
sasan pool
غریب آمدی و ....
اما من که خوب می‌شناسَمَت
من بارها …
تُرا در انتهای رویایی غریب دیده بودم
چه احترام غریبی دارد این خواب، این خاطره
.
تمامِ این سالها همیشه کسی از من سراغِ تُرا می‌گرفت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:26
+2
mehrshad kabiri
mehrshad kabiri
اگر وقتی شخصی را که دوست داری در آغوش می‌گیری، در میان بازوانت می‌لرزد ..

اگر لبهایش بر روی لبهایت همچون آتش سوزنده هستند ..
.
اگر بسختی نفس می‌کشد ..
.
اگر در دیدگانش برق و درخشندگی خاصی می‌بینی ..
.
ولش کن بره پی کارش .. چون آنفلوانزا داره ..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:25
+4
ebrahim
ebrahim
"کوروش کبیر"

((من برای متنفر بودن از کسیکه از من متنفر است وقت ندارم
من گرفتار دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند))

"نیمه اسفندماه روز عشق و مهرورزی ایرانیان باستان "
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:19
+4
sasan pool
sasan pool
اسمش را میگذاریم؛دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته . . خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند ...وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد وقت میگذاردبرایم، وقت میگذارم برایش . . نگرانش میشوم دلتنگش میشوم . . وقتی درصحبت هایم،به عنوانِ دوست یاد میشود مطمئن میشوم که حقیقی ست . . هرچند کنارهم نباشیم هرچند صدای هم راهم نشنیده باشیم، من برایش سلامتی و شادی آرزو دارم هرکجا که باشد --- پس دوست من در دنیای مجازی دوستت دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/16 - 19:18

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ