یافتن پست: #از

reza
reza
مرگ آن نیست كه درگور سیاه دفن شوم

مرگ آن است كه از قلب تو و خاطر تو محو شوم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 20:05
+1
reza
reza
@mitra_m امروز که یاد من نیستی
بگذار برایت ترانه ای بخوانم از آدمکی برفی
که در حسرتت آب شد
و تو چشمان خیسش را ...
به آستین پیراهنت دوختی
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 20:01
+1
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
به سلامتی مادر که وقتی غذا سر سفره کم بیاد اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 19:51
+5
reza
reza
بهش میگم : دیگه می خوام ازت جدا شم !
میگه : این حرف آخرته ؟
پ ن پ این خلاصه ای بود از اخبار ایران و جهان ،
لطفأ به ادامه ی خبر توجه فرمایید !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 19:48
+1
amir reza
amir reza
این پیش زخم حمله قزّاق‌های تازه مسلمان شیخ فضل‌الله است‌،
وز چشمه‌های اول بازی‌ست‌،
با من خبر رسیده كه این شیخ‌،
قصد جان مرا كرده است به هر تقدیر!
و قصد هرچه مجاهد كه با منست و فدایی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 19:47
+4
amir reza
amir reza
شد روشن از فروغ سحر طارم كبود
نقاش صبح‌، رنگ شب از آسمان زدود
بگریخت از شراره مشرق غبار شب‌
چون از لهیب شعله آتش‌، غبار دود
خون شفق دوید به رخسارپاك صبح‌
گفتی كه روی صبح به ناخن یك شخود
رنگ شفق ز خون شهیدان راه حق‌
بس نقش انقلاب كه بر آسمان نمود.{-35-}{-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 19:43
+3
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
اینجا ایران است یعنی:
ببخشید پرواز ۱۷:۴۵ چه ساعتی میشینه؟
ببخشید اتوبوس ۹:۳۰ ساعت چند حرکت میکنه ؟
ببخشید کارت شارژ دو تومنی دارین ؟ چنده !؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 19:31
+4
-1
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
پشت خاور نوشته بوود:همه از من میترسن من از نیسان ابی
پشت نیسان نوشته:همه از من میترسن من از زنم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 19:28
+6
sasan pool
sasan pool
این عکس ماشینم بود چقدر دوستش داشتم دو سال هزار تومن هزار تومن جمع کردم که بخرمش تا اینکه پنج شنبه کامیون رفت روش تقصیر داداشم بود مفت سر لج بازی ماشین به این نازنینی داغون شد و رفت.چقدر خرجش کردم.من چون تنها هستم و دوستی ندارم با هش حرف بزنم با این ماشین حرف میزدم روزی چند ساعت می رفتم پارکینگ با هاش حرف میزدم شده بود همه کس و کار من .چقدر ناراحتم تا الان یک شب هم بیرون از خونه نبود از پنج شنبه همش میرم پارکینگ و در باز میکنم میبینم سر جاش نیست کلی ناراحت میشم و گریه میکنم.واقعا چه دنیای آشغالی هست دیگه خسته شدم.این خونه هم خلوت نمیشه برم خود کشی کنم.دیگه می خوام بالا بیارم.{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 19:17
+1
نیوشا
نیوشا
پسر يه اشتباهی ميکنه ، دختر سرش داد ميزنه
پسر بعدش معذرت خواهي ميکنه
----
دختر يه اشتباهي ميکنه ، پسر سرش داد ميزنه
بازم پسر معذرت خواهي ميکنه...
{-2-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/13 - 18:21
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ