amir reza
مگر این هرزه هر چیز بمرد،
مگر این گرگ حریص،
مگر این دیو،
چه گویم، این دزد،
گر خدا نیست شما بی همه چیزان را چیست؟
از شما می پرسم،
گر خدا نیست،
بگوییدم كیست؟
مگر این اهرمن دشمن هر چیز شریف،
مگر این كهنه حریف،
مهتر هرچه فرومایه و پست، كهتر بیهمه چیز،
كه تبهكاریاو،
بیكران همچو غم و نفرت ماست،
از شما می پرسم، از شما،
كیست؟ خداست؟
mitra
تبریک استاد شجریان به اصغر فرهادی
amir reza
بازم نه دیده خفت و نه اندیشه آرمید.
نی زان امیر قافله شب، خبر رسید.
آن بامداد پردگی شب، كه از افق.
سربرزد و به پرده شب گشت ناپدید.
و آن آفتاب دانش و انصاف و مردمی.
در شهر بند فتنه اهریمنی چه دید؟
amir reza
من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندی
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی
مهر دستان تو دنبال دعایی می گشت
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی
ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی
بر لبت نام خدا بود خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی
دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی
قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی
جمع کن: رشته ایمان دلم پاره شده است
من که تسبیح نبودم، تو چرا چرخاندی؟
amir reza
اگر ما (( بي دل و جان )) هستيم ؛ دست کم نسبت به زندگي چنين نيستيم ؛ بلکه ؛ اکنون با همهء انواع (( تمنيات )) روبروييم .
با خشمي ريشخند آميز در آنچه (( آرمانها )) مي ناميمشان ؛ در حال غور و تامل هستيم.
ما خويش را خوار مي شماريم تنها از آن رو که لحظاتي وجود دارند که نمي توانيم آن انگيزش نامربوطي را که (( آرمانگرايي )) نام دارد ؛ مهار نماييم.
تاثير نازپروردگي بيش از اندازه ؛ نيرومند تر از خشم فرد بي دل و جان است .
mitra
خدا از اديسون پرسيد: اي بنده بگو در جهان چه كردي؟
اديسون گفت: من الكتريسيته را اختراع كردم، كه با آن خانهها روشن شد، كارخانهها بخاطر برق بوجود آمدند، مردم غذايشان را با آن گرم ميكردند و…
خدا گفت: اي بنده! بگو ببينم رسانه ملي ضرغامي هم از طريق الكتريسيته كار ميكرد؟... اديسون سرش را پايين انداخت و خود مسير جهنم را در پيش گرفت..
amir reza
انتخابات درست و سازنده ، ناجی کشور و نادیده گرفتن آن ، پگاه رستاخیزی هولناک است
نیوشا
قالیباف پشت فرمان اتوبوس (عکس)