یافتن پست: #از

ronak
ronak
از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من شامپو لازم ندارم از شیشه پاک کن استفاده می کنم!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:07
+1
ronak
ronak
زمان آشنایی : مرد رویاهام

زمان نامزدی : عشقم

زمان ازدواج : هم نفسم


.

.

.

بعد از یک ماه : جان دلم

بعد از دو ماه : سایه سرم

بعد از سه ماه : شوهرم

.

.

.

بعد از یک سال : آقا بالاسر

بعد از دو سال : بخور و بخواب

بعد از سه سال : نره غول

بعد از چهار سال : لندهور

.

.

.

پنج سال بعد : مرتیکه نفهم بی شعور مفت خور نمک نشنا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:55
+3
ronak
ronak
معلم کلاس اول از ساسان کوچولو می پرسه ..اگه تو 10 تا شکلات داشته باشی 2 تاشو بدی به سمیرا..3 تاشو بدی به مریم و یه دونه هم بدی به شراره اونوقت چی خواهی داشت؟؟؟ ساسان میگه .خوب معلومه 3 تا دوست دختر جدید
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:45
+3
ronak
ronak
یک روز یه یزدی می ره رو پشت بام خونه اش که آنتن رو درست کنه که یک دفعه از طبقه ششم میفته پایین همین که از جلوی پنجره اشپزخونه خودشون رد می شه می بینه خانومش داره برنج درست می کنه داد می زنه می گه خانم یک پیمانه کمش کنننننننننن !!!!!!
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:42
+3
-1
ronak
ronak
اگر روزی از کنار گنجشکی رد شدی و دیدی نپرید فکر نکن دوستت داره بدون تو رو آدم حساب نکرده
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:40
+2
ronak
ronak
به غضنفریه ماشین می دن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:36
+1
ronak
ronak
غضنفرعاشق خدا می شه کعبه می کشه از توش تیر رد می کنه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:34
+1
ronak
ronak
غضنفرسفره دلش رو واسه دوستش باز می کنه توش پر از نون بربری بوده....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:33
+1
ronak
ronak
غضنفر میره «استر.یپ شو» ، بعد از چند ساعت به رفیقش میگه: پاشو بریم، از اول معلوم بود این دختره زورش نمی‌رسه میله رو کج کنه!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:29
ronak
ronak
دوست دختر غضنفر بهش می گه یه حرفی بزن تا قلبم وایسه، غضنفر بعد از کمی فکر می گه: “داداشت پشت سرته!”
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:28

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ