یافتن پست: #از

مهسا
مهسا
اینجا ایستاده ام

به امید اینکه از این راه بیایی

و من چشم روشنی بگیرم !

اما

از یاد برده ام که تو همیشه خودت را

به ان راه میزنی ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 16:15
+6
ebrahim
ebrahim
تو خوب باش ، حتی اگر آدم های اطرافت خوب نیستند ...
تو خوب باش ، حتی اگر همه از خوبی هایت سو استفاده کردند ...
تو خوب باش ، اگر جواب خوبی هایت را با بدی دادند ...
تو خوب باش ، همین خوب ها هستند که زمین را برای زندگی زیــــــــــــبا می کنند
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 16:13
+7
مهسا
مهسا
فرهاد وار
تیشه بر دست
کوههای غرورم را
یکی پس از دیگری شکسته ام
برای عشق تو . . .
ببخش
این روزها
فرهادترم از تو . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 16:13
+6
مهسا
مهسا
ما که این همه برای عشق آه و ناله ی دروغ می کنیم

راستی چرا

در رثای بی شمار عاشقان

-که بی دریغ-

خون خویش را نثار عشق می کنند

از نثار یک دریغ

هم دریغ می کنیم؟



قيصر امين پور
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 16:11
+5
مهسا
مهسا
به شانه ام زدی

که تنهایی ام را تکانده باشی

به چه دل خوش کرده ای ؟!



تکاندن برف

از شانه های آدم برفی ؟!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 16:10
+5
ebrahim
ebrahim
يکي از ترس ناک ترين جملات دوران مدرسه ،اين بود که : "يه برگه از کيفتون بياريد بيرون"‬
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 16:08
+2
ebrahim
ebrahim
رفتم ساعت سازي به يارو مي گم ساعتم کار نمي کنه، ميپرسه يعني درستش کنم؟ پــــــ نه پـــــــ باهاش صحبت کن سر عقل بياد بره سر کار
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 16:07
+2
ronak
ronak
یه روز یه لره می ره مخابرات وقتی نوبتش می شه مسئول می گه که طرف بره
کابین آخر . بعد از کابین آخر دستشویی بوده یارو می ره تو
دستشویی دسته سیفون رو به جای گوشی می گیره میگه الو بوآ بوت میاد ولی
صدات نمیاد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 16:00
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ