یافتن پست: #از

kiss
kiss
چه کسی میگوید :که گرانی شده است ؟ دوره ارزانیست . دل ربودن ارزان،دل شکستن ارزان ،دوستی ارزان است ،دشمنیها ارزان ، چه شرافت ارزان !تن عریان ارزان ! آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر . قیمت عشق چقدر کم شده است کمتر از آب روان و چه تخفیف بزرگی خورده ،قیمت هر انسان !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 19:07
+2
ronak
ronak
بیا آخرین شاهكارت را بیبین
مجسمـه ای با چـِشمانی باز
خیره به دور دست شاید شرق شاید غرب
مبهوت یك شكست،مغلوب یك اتفاق
مصلوب یك عشق،مفعول یك تاوان
... . خرده هایش را باد دارد میبرد
و او فقط خاطراتش را محكم بغل گرفته
بیا آخرین شاهكارت را بیبین مجسمه ای ساخته ای به نام " من
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:52
+5
ronak
ronak
گفتی که می بوسم تو را
گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بیند کسی
گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقیب آید ز در ؟؟
گفتم که با افسونگری او را ز سر وا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتی که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو رو گویم برو؟؟
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:34
+4
kiss
kiss
حلزون ساعت ها در تلاش بودتا از عرض جاده عبور کند . پسر بچه ای سوار بر دوچرخه ،چند بار دورش چرخید و دور شد . باز دور زد و این بار دوچرخه را به سمت حلزون چرخاند. همانطور که نگاهش به او بود ،سرعت گرفت و سرعت گرفت ... چند دقیقه بعد ،حلزون آرام آرام خون تازه ای را که روی جاده ریخته بود ،دور زد تا به سمت دیگر جاده برود.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:33
+3
مهسا
مهسا
به غضنفر يه ماشين مي دن که فرمونش سمت راست بوده بعد يه مدت ازش مي پرسن « چطوره؟ ميگه خوبه ، فقط هر وقت تف مي کنم ميفته روي زنم{-7-}{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:30
+2
مهسا
مهسا
غضنفر تلويزيون ميخره بعد كنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه بيا داداش اين ماشين حساب توش بود ما حرومي بهمون نمياد{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:28
+3
ronak
ronak
برایش نوشتم: "" به امید فردای بهتر"".
دو هفته بعد شنیدم ازدواج کرد.
بعدها فهمیدم آن روز " الف" " فردا " را یادم



رفته بود بنویسم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:28
+4
مهسا
مهسا
غضنفر به باباش میگه: بابا چرا فقط برا ما جک میسازن ؟ باباش میگه: یه قابلمه بیار تا بهت بگم بعد بابا میزنه ته قابلمه تق تق تق غضنفر میگه :کیه باباش: فهمیدی چرا ؟؟؟ حالا این قابلمه را بگیر تا من برم در و باز کنم{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:28
+2
مهسا
مهسا
غضنفر میره «استریپ شو» ، بعد از چند ساعت به رفیقش میگه: پاشو بریم، از اول معلوم بود این دختره زورش نمی‌رسه میله رو کج کنه!{-18-}{-18-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:25
+1
ronak
ronak
عشق یعنی بعدازیه دعوای مفصل،
ازروی لجبازی گوشی رو بذاری روی سایلنت وبری زیرپتو.
بعد هر چند دقیقه یه‌ بار یواشکی گوشه‌ی پتو رو کناربزنی و زل بزنی به سقف،
تا ببینی نوری از گوشی افتاده روی سقف یا نه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 18:19
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ