یافتن پست: #از

hadith
hadith
چمـدان امیـدمـ را مــے بندمــ یادمــ باشـد خنـده ها و بوســہ هایمـ را جا نگـذارمــ آری مسافــرمــ تا دیار آغــوش ِ تـــــــــو چنـد فرسخــے بیــش نماندهــ کمــے از دلتنگــے دور شده امـــ .. بــے تابـــ نباش کــہ این مقصـد هیچ گاه مبدا نخواهــد شـــد مهمانــے کــہ میزبانــش نـگاه ِ تـو بــاشد دیگـر رفتنــے نیستـــ ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 16:00
+3
hadith
hadith
سیـب از درخت افتاد... ستــاره از آسمـان... تــو از دماغ فیــل... من از پل صـراط... گاهی فرقی نمیکند از کجا... سرنوشت مشترکی ست... ســـقــــوط...!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:58
+4
zahra
zahra
از فريب انسانها دلگير نشو،

اينان روى زمينى زندگى ميکنند که روزى يک بار خودش را دور ميزند...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:43
+5
ronak
ronak
تو ۳ سالگی : " مامان ، بابا عاشقتونم"

تو ۱۰ سالگی : " ولم کنین "

تو ۱۶ سالگی : " مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم"
... ... ...
تو ۱۸ سالگی : " باید از این خونه بزنم بیرون"

تو ۲۵ سالگی : " حق با شما بود"

تو ۳۰ سالگی : "میخوام برم خونه پدر و مادرم "

تو ۵۰ سالگی : " نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!"

تو ۷۰ هفتاد سالگی : " من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...!

بیاید ازهمین حالا قدر پدرو مادرامونو بدونیم...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:35
+5
hadith
hadith
یک شب یک نفر از کنار قبرستون رد میشده میبینه همه مرده ها روی قبرشون نشستن. ازشون میپرسه چی شده.میگن سوالهای شب اول قبر لو رفته.گفتن بیرون بشینید تا از دوباره سوال طرح کنیم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:33
+4
ronak
ronak
[!] تصادف میکنه افسر از هر دو راننده میپرسه کدومتون مقصرید؟
[!] میگه:من که خواب بودم از اون بیشور بپرس چه غلطی میکرده.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:24
+5
ronak
ronak
تركه مداح بوده بهش ميگن برو محله ي سني ها مداحي كن ولي از يزيد معاويه عمر عثمان حرفي نزن. ميگه پس برم چي بگم؟ بگم اما حسين با موتور تصادف كرده؟؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:09
+6
ronak
ronak
يا ابوالفضل چيست ?
اصفهاني ها هنگام ورود مهمان ها ...

اردبيلي ها براي بلند کردن اجسام سنگين ...

شیرازیها موقع سر کار رفتن ...

قزوینی ها موقع عبور از جلوی مدرسه پسرانه ...

كاشاني ها در هنگام چاله هاي هوايي در هواپيما ...

رشتیها هنگام باز کردن در کمد ...

و لرها از آن در پيچ ها به جاي ترمز استفاده مي کنند ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:04
+5
مهسا
مهسا
شانس ما همیشه تو سینما

اينی که صندلی جلویی نشسته

خانومیه که موهاشو اندازه گنبد امام زاده داوود برده بالا{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 15:00
+3
مهسا
مهسا
تقصیر من نبودکه با این همه . .

. که با این همه امید قبولی

در امتحان ساده‌ی تو رد شوم

اصلاً نه تو ، نه من!

تقصیر هیچ کس نیست

از خوبی تو بود

که

من


بد

شدم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/23 - 14:54
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ