رضا
گرچه عمریست غریبانه فراموش توام
باز مشتاق تو و گرمی آغوش توام
باورم نیست که بیگانه شدی با من و من
همچو یک خاطره کهنه فراموش توام
شانه بر زلف سیاهت چو زنی یاد من آر
که چنان زلف تو آویخته بر دوش توام
نیستی تا که بگویم به تو ای مایه ناز
تشنه بوسه ای از آن دو لب نوش توام
حسرتی گر به دلم هست همان دیدن توست
من پرستوی خزان دیده و خاموش توام
Mohammad Mahdi
تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟ گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!! گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل (ستاد مبارزه با پ نه پ واحد اتوبان)
Mohammad Mahdi
به تركه ميگن مزيت مجرد بودن چيه؟ ميگه صبح آدم از هر طرف كه دلش خواست ميتونه از تخت بياد پايين
رضا
و عشق از زبان دکتر علی شریعتی...
Mohammad Mahdi
از یه عربه پرسیدن شما به خاطر نفت کشورتون انقدر پول دار هستید ؟!!!بیچاره نتونست بگه” پــَـــ نــَـــ پــَــــ ” , مـُـرد
رضا
مثل شعري ناب مي خوانم تو را در كنار جويباري از غرل با سرود آب مي خوانم تو را شب به قصد كوچه بيرون مي روي در شب مهتاب مي خوانم تو را خستگي را مي تكانم از تنت با زبان خواب مي خوانم تو را با لباني كه عطش بو سيده است با صداي آب مي خوانم تو را عكس خاموشم كه تا پايان عمر با دلي بي تاب مي خوانم تو را