یافتن پست: #از

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
یکی از دوستامون به اون یکی گفت: داره برف میباره! اون یکی: بیرون؟ اولی: پـَـــ نــه پـَـــ تو حموم داره از دوش برف میاد پایین
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 20:12
+2
حمید
حمید
يك لر بعد از ۱۰ دقيقه از باجه تلفن بيرون مياد يه نفر ازش ميپرسه سالم بود ميگه آره فقط آفتابه نداشت
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 19:08
+2
حمید
حمید
كاش يادت نرود روى آن نقطه پررنگ بزرگ ,بين بى باورى آدم ها, يك نفر مى خواهد كه تو خندان باشى نكند كنج هياهوى زمان , بروم از يادت.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 18:58
حمید
حمید
دريا باشي يا گودالي كوچك از اب… فرقي نميكند!! زلال كه باشي اسمان در تو پيدا مي شود.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 18:38
رضا
رضا
شاید آن روز که عاشق بودم، آسمان دلم آبی تر بود

ساده تر بود برایم پرواز...

ساده تر بود برایم آواز...

شاید آن روز به اندازه ی عاشق شدنم

وسعت آبی دنیای پس پنجره ها، آینه ها

اندکی قابل سنجیدن بود..

دست های پر از احساس وتماشایی گل، خواهشی در طلب چیدن و بخشیدن بود.

ولی افسوس از آن عشق و هوا

با من گمشده در خویش خبر نیست دگر!؟

با من گمشده در خویش خبر نیست دگر.........!؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 17:19
رضا
رضا
تو که قصد جدایی کرده بودی



خیال بی وفایی کرده بودی



چرا با این دل خوش باور من



زمانی آشنایی کرده بودی



خدایا تارو پودم غم گرفته



درون سینه ام ماتم گرفته



الهی بشکنه آن که آخر



دو عاشق را چنین از هم گرفته



خداوندا دلش را مهربان کن



همیشه خاطرش را شادمان کن...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 16:59
+1
saman
saman
سلام. من saman هستم، از اعضای جدید ... :)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 16:41
حمید
حمید
عشق، گلي‌ست كه در وجود تو مي‌رويد. فقط كافيست زمينه را مهيا كني. خود را به روي بي‌كران باز كن: عشق، مي‌آيد و در دل تو خانه مي‌كند. ابتدا، خود باش. ابتدا، خود را بشناس و با خود انس بگير. عشق، پاداش اين انس و آشنايي‌ست. عشق، پاداشي است از فراسو. عشق، ميهماني‌ست كه به دل‌هاي آشنا و بيدار سر مي‌زند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 14:30
ELNAZ
ELNAZ
سلام. من ELNAZ هستم، از اعضای جدید ... :)
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 12:35
sasan pool
sasan pool
عباس قادری از وقتی فهمیده من دوستش دارم و عاشقش شدم در وصف من این شعر زیبا خونده .خیلی زحمت کشیدی عباس جان.راضی به زحمت نبودیم. ساسی چه بلایی/قشنگی ناقلایی/دلم مونده ز دستت/نمیدونم کجایی /تو که چشات قشنگه/مثل شهر فرنگه/آهای ساسی قشنگه/آهای ساسی قشنگه.:x:x:x:x:x:x:">:">:">:">
دیدگاه  •   •   •  1390/11/3 - 11:16

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ