ebrahim
پسر : عزیزم دختر : جانم ؟ پسر : گلم دختر : بله ؟ پسر : عشقم ... ... ... ... دختر : بله بله ؟ پسر : زندگیم دختر : باز هم اسمم یادت رفته ؟
aB'Bas S
طریقه جدید لایک گرفتن اکــثر پیج ها : _____________________________ 1- هرکی مامانشو دوست داره لایک کنه 2- هر کی باباش رو دوست داره لایک کنه 3- ارواح خاک پدرت لایک کن ... ... 4- لایک جهت کمک به بیمار سرطانی 5- هر کی با دوست دخترش قهره لایک کنه 6- هر کی بچگیا سرپا جیش کرده لایک کنه 7- هرکی تو 6 ماه اخیر دستشو کرده تو دماغش لایک کنه 8- ايشالا يه زن خوب پيدا كني لايك كن 9- هر كي مدرسه رفته لايك كنه 10- سلامتي پدري كه صبحا از خواب پا ميشه لايك كنيد 11- با معرفتاش لایک کنن 12- مي ميري لايك كني؟ بزن لايكـــــو
ebrahim
هر موقع بابام میگه بیا بشینیم دو کلام حرف بزنیم ؛ از نمره ۱۳ ای که اول دبستان دیکته گرفتم تا هفته پیش که با دختر تو خیابون منو دید ، هرکارِ خلافی که کردم میاد جلو چشام !
ronak
دیگه به نبودت عادت کرده بودم خو دمو با خیالت راحت کرده بودم دو باره زد به سرم شعر دلتنگی بگم برای دل خو دم شعر غریبی رو بگم گو نمو تر بکنم شوق اشکا مو ببینم او مدی دلتنگی ها همه رفتن شوق وصال و جا گذاشتن تا او مدم با آغوشت جون بگیرم خیال تازه ای رو پیش چشمای تو دیدم دوباره نوا زشو دوست داشتنو عاشقی سر کار گذاشتن دل تو شب ها ی بی قراری دو باره لحظه ناب رسیدن دو باره تشنه ی شوق بو سیدین چه خیال ساده و خوبی پیش چشما ی تو بودن و دل فریبی
ronak
باز صدای تو، تو گوشم منو می بره به رویا... میدونم جایی نداره ، حتی دستام توی دستات ... تو برام زندگی هستی، نفسام بی تو خستن.... تو رو فریاد میزم باز، تا بدونی با تو هستم... تو بگو چشمای ،آخه بگو به کی داری زل می زنی؟؟ می دونی دل اون جای دیگس، نمی خواد که حتی واسش حرف بزنی!!! هنوزم اسمتو هر روز رو لبهامه ، حتی عطره نفسات توی خاطرمه... چشای تو داره منو با خودش می بره، نمی خوام نه دیگه عشقه تو بسمه...
ronak
خداوندا مرا دریاب که دیگر رو به پایانم تمام تن شدم زخمی ز تیغ همقطارانم خداوندا نجاتم ده از این تکرارِ تکراری از این بیداد دشمن را بجای دوست پـنداری هیچ با من نیست در این ویرانه ی دنیا در این نامردی ایام ، در این غمخانه ی دنیا هیچ با من نیست در این آغازِ بی پایان ز راه مرگ هم برگشتم ، که مردن هم نبود آسان همانهایی که می گفتند همیشه یار من هستند به هنگام نیاز افسوس به رویم دیده بر بستند
ronak
از یک عاشق شکست خورده پرسیدم: بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)
ronak
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس کنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم نگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کن تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم نرو..... نگذار دوباره تنها شوم.... نرو.....
aB'Bas S
اینجا زمین است ، ساعت به وقت انسانیت خواب است ، دل عجب موجود سخت جانی است ! هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میسوزد ، میمیرد ! و باز هم میتپد .