ronak
تاریکی که ترس ندارد از مردمانی بترس که در روز روشن قصد تاراج احســــــــاست را دارند
mina_z
آن که در را محکم می کوبد قطعا آشناست آن که در را آهسته می کوبد قصد آشنایی دارد و آن که پشت در نشسته یقینا از همه عاشق تر است و من سال هاست که پشت درتو نشسته ام در را باز کن... و مرا دعوت کن به مهمانی قلبت 16.gif
ronak
مـن رفـتم و تـو فـقـط گـفـتی بـرو بـه .... مـدت هـاست کـه بـی تـابـم بـی تـاب ِ بـازگـشـتت و کلـام آخـرت راسـتی ... "بـه سـلامـت" بـود یـا "بـه جـهـنــم" ...؟؟
ronak
فراموشــــــ کردنــــــت برایــــــم... مثــــــل آبــــــ خــــــوردن بــــــود ... از همــــــانــــــ آبــــــ هایــــــی که میــــــ پــــــرد تویــــــ گلــــــو ... و سالــــــها ســــــرفهــــ میکنــــــیم ... ܓ✿
ronak
بزار خیال کنم هنوز ترانه هامو می شنوی هنوز هوامو داری و هنوز صدامو می شنوی بزار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم اگه تموم قصمون هنوز ترانه سازتم بزار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی
ronak
میخواهم به عقب برگردم درتلاقی گریه و سکوت، از نو شروع کنم تار بزنم و در ترکیب رنگ ها فقط به قرمز برسم جاهایمان را عوض کنم .........جاده را برای خودم انتظار را برای تو بکشم اگر به عقب برگردم این بار تویی ،که می مانی منم،که میروم کاش می شد به عقب برگردم ...
ronak
تـ ـو دسـ ـت در دسـ ـت دیـ ـگـ ـری . . . مـ ـن در حـ ـال نـ ـوازش ِ دلـ ـی کـ ـه سـ ـخـ ـت گـ ـرفـ ـتـ ـه اسـ ـت از تـ ـو . . . مـ ـدام بـ ـر او تـ ـکـ ـرار مـ ـی کـ ـنـ ـم کـ ـه نـ ـتـ ـرس عـ ـزیـ ـز دل. . . آن دسـ ـت هـ ـا بـ ـه هـ ـیـ ـچ کـ ـس وفـ ـا نـ ـدارنـ ـد . . .
ronak
سلام اول بود شروع قصه ما به یادت هست پریزاده رویاها: (قرارمان باشد تا اخرینه فرداها) رفتی و شکستم داد تمام فاصله ها رها شدی از چرخش ساعت ها شکستم بعده تو تمام عقربه ها.. شب است و باز چشمک ستاره ها کجا بروم.. فراموش شود این خاطره ها ارزو بکن به جای فرداها بمیرم و زنده شود.. دوباره رویاها
ronak
از من پرسید: تو مال منی؟ گفتم:آره! مال خود خودتم،هر کاری دلت می خواد با هام بکن گفت:هرکاری؟ گفتم:آره تنهام گذاشت و رفت