یافتن پست: #از

gha3m
gha3m
سلام. من gha3m هستم، از اعضای جدید ... :)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 18:57
+1
sasan pool
sasan pool
طرف زنگ زده میگه میتونم با شما آشنا بشم؟میگم نه .بعد میگه زن داری؟میگم نه از ازدواج و این حرفها بدم آمده.میگه شغلت چیه حساس ؟میگم آره بابا استاندار قزوین هست من هم زیر مجموعه اون هستم.میگه نمیب خوای با من دوست بشی؟میگم نه.میگه من پولدارم بابا آزرا داره.گفتم نمی خوام.بعد میگه من عاشق صدات شدم.انگار صدای آلن دلون شنیده.بعد میگه عزیزم من یک خواهشی داشتم.من از خونه نمیتونم بیرم بیرون برای من یک شارژ 10 هزار تومنی بفرس.خانوم پولدار ما رو نگاه کن.{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-18-}{-
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 18:24
+1
مهسا
مهسا
شکستن دل به شکستن استخوان دنده می ماند از بیرون همه چیز روبه راه است اما.. هر نفس درد است که می کشی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 16:44
+1
مهسا
مهسا
بهتره گریه آدمو یه دستمال کاغذی پنهون کنه تا شونه کسی که مدت موندنش از یه دستمال کاغذیم کمتره
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 16:43
+1
مهسا
مهسا
داغ دلم را تازه میکند این بهار تازه وارد وقتی همه گل ها را می آورد جز تو ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 16:43
مهسا
مهسا
خدایت یار تا آن دم که از هستی نشان باشد دعایت میکنم سهمت همیشه اسمان باشد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 16:42
+1
مهسا
مهسا
این روزها سهم من از قاصدک ها تنها فقط دیدن ورقصیدنشان در باد است چرا دیگر برایم ازتو خبر نمی آورند؟
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 16:41
مهسا
مهسا
شبیه خوابی تو در عمق چشمهای منی نزدیک ولی دور از دسترس ...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 16:40
مهسا
مهسا
سرانگشتانم که می سوزد ... یعنی وقت نوشتن از توست بیا در خیالم آرام بنشین ... می خــواهم صـدای نفس هایت را بنویسم ..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 16:40
مهسا
مهسا
به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه نمک را بگذار برای من می خواهم این زخم همیشه تازه بماند..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 16:39

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ