یافتن پست: #از

مهسا
مهسا
اگر آن شب نگاهم نمی کردی اگر در آن شب تاریک بر این تنهاتر از تنهایی چشمک نمی زدی اگر در اولین حرفم باورم نمی کردی اگر نمی ماندی و می رفتی ***من دیگر این که هستم نبودم***
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:25
+4
مهسا
مهسا
امشب آسمون هم مثل من دلش گرفته دوست داره خالی شه از این همه غصه غصه هایی که دلش رو کرده عغده عغده هایی که توانشو بریده...
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:24
+3
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
· صدای خرپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می‌کنه ؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:22
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
از تاکسی پیدا شدم به راننده نیگا میکنم, میگه باقی پولتو میخوای؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:20
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید.... پـَـــ نــه پـَـــ با پتک و تبر و مته برقی بیایید ! مسابقه گذاشتن بر سر شکستن چینی نازک تنهایی من
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:19
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
بعد از دو ساعت خدافظی با بچه های چت روم ...آخرش یکی از دوستام میگه مهسان داری میری؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ طرح گیر آوردن بچه های چت رومه..شما جدی نگیر
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:19
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
با دوستام رفتیم کلاس زبان(از قضا معلمش شناختمون از بس اذیتش کرده بودیم) گفت: وای شمایید؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ ما بچه هاشونیم الان اومدیم پیشت
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:19
مهسا
مهسا
یک دنیا دوستی ,یک بغل عشق.ویک کلام محبت رو میان این آسمون کبود و ساختمان های سر به فلک کشیده گم کرده ام! چشم ها دیگر نمی خندند...!!! و انگشتها در پی شمارش اسکناس غافل از شبنم و بارانند. بعضی دلها پوسیده اند...!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:18
+2
elahe
elahe
مرده شور آن همه ناز که از طبعت به ارث برده ایی انگار برای دل من تصویری زیبا تر از خنده های شکلاتی تو نبود رنگ زیبای ساحل در وجودت پیداست کاش در سکوت بین ما لرزشی میشد کاش فاصله نگاه مان به بازدم نفس هایمان میرسید به جایی به نزدیکترین جای این گره
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:15
+2
elahe
elahe
تنها نگاه معصومانه پرندگان را بر خویش گرفته است آخ که من پشت پلک هایت چقدر منتظر میماندم تا باز لحظه ایی در نگاهت بنشینم من در پی نگاه تو میدویدم و تو از من دریغ میکردی مرده شور خجالت نگاهت را ببرند که من محو نگاهت می شدم بی اختیار ،با تمام وجود
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:15
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ