یافتن پست: #از

elahe
elahe
تنها نگاه معصومانه پرندگان را بر خویش گرفته است آخ که من پشت پلک هایت چقدر منتظر میماندم تا باز لحظه ایی در نگاهت بنشینم من در پی نگاه تو میدویدم و تو از من دریغ میکردی مرده شور خجالت نگاهت را ببرند که من محو نگاهت می شدم بی اختیار ،با تمام وجود
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:14
+2
elahe
elahe
مرده شور آن چشمانت را ببرند
که از این همه آبی دریا
فقط لکه های نفتش را پذیرا شده است...
مرده شور آن نگاه هایت را ببرند
که از این همه شوری دریا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:14
+1
elahe
elahe
کاش فاصله نگاه مان به بازدم نفس هایمان میرسید به جایی به نزدیکترین جای این گره مرده شور خودت را ببرند با این که می دانی دلم برایت تنگ می شود... با این که می دانی دوستت دارم... {-60-}{-60-}{-60-}{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:12
+1
elahe
elahe
مرده شور آن همه ناز که از طبعت به ارث برده ایی انگار برای دل من تصویری زیبا تر از خنده های شکلاتی تو نبود رنگ زیبای ساحل در وجودت پیداست کاش در سکوت بین ما لرزشی میشد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:11
+1
رضا
رضا
با ياد چشم هاي تو خوب است خواب من از ابـرهـا كنــــــاره بگــــير آفتـــــــاب من رو بر كدام قبله به چشم تو مي رســـم؟ چيــزي بگـو پيــــــــامـبـر بـــي كتاب من چشم تو را كجاي جهان جستجو كنــــم؟ پايان بده به تاب و تب بي حســـــاب من دور از شمايل تو چنـــــانم كه روز و شب خنـــديده اند خلــق به حال خــــراب من از تشنگـي هــــــلاك شـدم، ساقيـا بيا چيزي نمــــــانده از قدح پر شــــراب من
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:11
+1
elahe
elahe
تنها نگاه معصومانه پرندگان را بر خویش گرفته است آخ که من پشت پلک هایت چقدر منتظر میماندم تا باز لحظه ایی در نگاهت بنشینم من در پی نگاه تو میدویدم و تو از من دریغ میکردی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:11
+1
elahe
elahe
مرده شور آن چشمانت را ببرند که از این همه آبی دریا فقط لکه های نفتش را پذیرا شده است... مرده شور آن نگاه هایت را ببرند که از این همه شوری دریا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 20:11
+1
مهسا
مهسا
اے کـآش مـے تـَوانـستَمـ دست ِ اتـفآق رآ بگـیرمـ ک ِ نـیفـتَد . . تـ ـنـ ـهـ ـايـ ـي چـ ـه لـ ـذّتـ ـي داره! ... بـ ـاور نـ ـمـ ـي كـ ـنـ ـي؟ ... از خـ ـدا بـ ـپـ ـرس
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:54
+2
مهسا
مهسا
تو که میدانستی با چه اشتیاقی… خودم را قسمت میکنم پس چرا … زودتر از تکه تکه شدنم…جوابم نکردی… برای خداحافظی …خیلی دیر بود… خیلی دیر !!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:50
+2
مهسا
مهسا
خزان شد دلم را می گویم .. پر از برگهایی زرد می دانم راه رفتن روی برگ چه لذتی دارد چه صدایی برو .. باز هم راه برو می خواهم بشنوم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/26 - 19:48
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ