یافتن پست: #از

ronak
ronak
شب امتحان-خوابگاه دخترا : صدای هق هق و گریه.................... شب امتحان-خوابگاه پسرا ( ساعت 5 صبح ): سرباز گیشنیز سره !!! {-7-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 01:18
+5
ronak
ronak
و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد. انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده. و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد… و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند…!!! و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد…!!! و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد…!!! و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند…!!! و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 01:09
+4
ronak
ronak
تصویری از دوران كودكی خاوری مدیر عامل مستعفی (فراری) بانك ملی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/24 - 00:59
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
یادش بخیر یه زمانی وقتی کارنامه رو میگرفتیم از خوشحالی بال در می اوردیم تا میرسیدیم خونه میگفتم معدلم 20 شد معدلم 20 شد اما حالا تا ترم تموم میشه با اشکهای روی گونه که نشات گرفته از خوشحالیه باید بیاییم خونه داد بزنیم مشروط نشـــــــــــــــــدم هوراااا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 23:22
+2
gamer
gamer
هر بار که کودکانه دسته کسی رو گرفتم گم شدم ، آنقدر که در من حراسه گرفتن دستی هست ترس از گم شدن نیست !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 22:39
+3
sasan pool
sasan pool
همچیز در مورد کامارو.
2 دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:56
+3
عسل ایرانی
عسل ایرانی
[لینک]
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:36
+2
سحر
سحر
مرسی از لطفتون.شب بخیر{-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:35
+4
mohsen
mohsen
چه بودم محله مون یه سوپری داشت به اسم فرهنگ یه روز میخواستم برم ۴ تا چیتوز طلایی بخرم بابام گفتن حالا که داری میری بپرس برنج لنجون، پنیر فله ای، روغن حیوانی و ماست گوسفندی اگه برام آورده عصر برم بگیرم. من رفتم مغازه من:سلام آقای فرهنگ ماست گوسفندی دارین؟ آقای فرهنگ: سلام آره پنیر فله ای هم دارین؟ آره روغن حیوانی هم دارین؟ آره برنج لنجون هم دارین؟ آره من: ۴ تا چیتوز طلایی بدین لطفا آقای فرهنگ: {-13-}{-13-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:24
+2
-1
mina_z
mina_z
اِی کَسـانـی *کـِه دَمْـپایی تُوالِـتْ را خیسْ میکُنـید@* بِـدانیدْ و آگاه *بـاشـِید@* کـه دَر رُوزِ مَعاد،آنـان کِـه بَعْد از شُمـا پا دَر آن دَمْپـایی کَرْدِه انـْد وَ جُورابِشان خیسْ شُـده است، و بَنْـدْ بَنـْدِ تَنِشان مُورْ مُوْر گـَشْتِه أسْتْ و نَتوانِسْتِـةانْد کـارِشان* را با لـِذّتْ بـِه إتْـمامْ بـِرِسانَـنْد، بـِه بـِهِشْت* می رَوَنْد@*وَ سُوگَـنْد بـه* پَرْوَردِگـارِ آسْـمانْها وَ زَمـینْ * کـِه شُما با همانْ دَمْپاییها دَرْ جَـهَنَمْ مَحْشُورْ مـیشَویدْ *و آنْها را چُونْ تـازیانِةای خیسْ بَر* جایْ جایْ وجُودِتانْ می آفـْکَنیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/23 - 21:19
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ